روزنوشت

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

بایگانی

۶۳: رویا

هوا ابری و بارونیه. وقتی نم نم بارون میومد رفتم دوچرخه سواری و چه کیفی داشت. از صبح دارم کار میکنم. فقط میدونم نباید رویاهام رو فراموش کنم. نباید جا بزنم. میخوام ادامه بدم ببینم آخرش چی میشه. عکاسی اولویت اولم هست. این رویارو نمیخوام رها کنم. اگر فلسفه خوندم به خاطر عکاسی خوندم. باید برگردم به خودم و به رویاهام.

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی