روزنوشت

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

بایگانی

۶۲ : اولین روز سال

بعد از مدتها من یک قسمت از یک سریال رو دیدم. به قسمت اول بودن خیلی معرکه بود. امیدوارم جرعه جرعه بتونم ببینمش. باید بگم بعد از مدت ها یک کتاب جدید هم شروع کردم. کتاب سال ها نوشته ی ویرجینیا وولف. باید بخونم تا بتونم راجع بهش صحبت کنم. یه مدت خیلی طولانی درگیر کتاب‌های کتابخانه بودم اکثرشون رو خوانده بودم و تک و توک نخونده مانده بودن. از کتاب‌های کتابخونه فقط چهاربعدی افلاطون رو مونده که دوست دارم بخونمش. گذاشتم یکم جون بگیرم بعد. افلاطون محبوب دل منه. خیلی دوسش دارم خیلی. اما فعلا صبر کردم و میخوام سالهارو بخونم. عجله ای هم ندارم. یکم زمان میخوام و نمیدونم چطور توضیح بدم. من هنوز در حال ترمیم شدن و بازسازی شدن یا تازه شدن یا بهتر بگم در تلاش برای خودم شدن هستم. هنوز با چیزی که بودم فاصله دارم. امشب داشتمفکر می کردم عجله نکنم برای ارشد عکاسی خوندن واقعا احتیاج دارم تا موقعیتم و روحیه ام و حالم خوب بشه. به قول معروف قوی بشم. حالم خوبه اما هنوز از خودم فاصله دارم. کارهام رو انجام میدم ولی یکم خسته ام. میخوام ریلکس و آسوده بشم. زندگی بدون اضطراب واست س واقعا لذت بخشه. به این بودن احتیاج دارم. امروز رفتم شهر کتاب خوشحالی خریدم. یه قسمت سریال جدید دیدم. کتاب جدید همون سالهارو شروع کردم. عکاس خوندمانگلیسی پادکست گوش دادم و روتین پوست مو دندان داشتم. یسری از کارها موند. میدونم نباید سخت بگیرم. برای فرانسوی فقط یه ماه وقت دارم و امروز نخوندم. و غیره که بماند.  این روزا اصلا نمیتونم به خودم فشار بیارم. منظورم اینه استرس نمیتونم تحمل کنم. قشنگ متوجه میشم بدنم در حال ترمیم شدن هست. نمی‌پذیره استرس و اضطراب من رو. نمیتونه تحمل کنه. طبیعیه چون مدت‌زمان طولانی استرس داشتم. و یه مدت کمه که رها کردم همه چیز رو و مسیر زندگیم رو تغییر دادم. و راستش رو بخوای خوشحالم. یه بخش کوچکی نگرانه ولی حس خوبی دارم. حسش مشابه زمان هایی هست که پیشرفت کردم در زندگیم. دلم میخواد دوباره درست بنویسم از کتاب‌ها از فیلم از مقاله از هرچیزی که خوب و مفید.دلم میخواد زود برگردم به کار ولی ۱۳ روز عید وسایل چوب رو جمع کردم. چون اتاقم جا نداره و من در پذیرایی خونه یه گوشه رو گرفته بودم بهم ریخته شده بود. دلم می‌خواست عیدی همه چیز مرتب باشه. ولی به زودی واقعا دلم میخواد با برنامه و روتین باشم. اولین هدفم امساللاغر شدنه. اگر شد که شد نشد منتلاشم رو کردم. خودمو اینجوری دوست دارم. واقعا دوست دارم اما سلامتی هم مهمههنوز چیزیم نشده خداروشکر ولی باید مراقب خودم باشم. تصمیم گرفتم امسال به خودم اهمیت بدم.

همین دیگه. امروز دوچرخه سواری نرفتم. اما طناب پیدا کردم یک روز درمیون طناب بزنم و دوچرخه سواری کنم. اگر بشه البته تو حیاط یا پارکینگ.

خب دیگه  ساعت ۱۲:۴۰ دقیقه شبه بگیرم بخوابم صبح باید خونه پرنده هارو تمیز کنم بعدش اتاق رو جارو بکشم. خیلی کار دارم. 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی