روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عیش مدام مادام بوواری و فلوبر» ثبت شده است

1484 : عیش مدام


من دیری است به این باور رسیده‌ام که شناخت ادبیات هر دوران و حتی لذت بردن از آن ، بدون شناخت آثار جاودان ادبیا کلاسیک و پی بردن به نقش این آثار در تحول ادبیات و هموار کردن راه نویسندگان دورانهای بعد میسر نخواهد شد.


عیش مدام به ما می‌اموزد که نوشتن اگر قرار باشد  به آفرینش اثری ماندگار انجامد به چه مایه زمان و توان و عشق و ایمان نیاز دارد.

عبدالله کوثری


شماری اندک از شخصیت های داستانی تاثیری چنان ژرف بر زندگی من نهاده‌اند که بسیاری از آدمهای واقعی که میشناختم قادر به آن نبوده اند .


هر کتابی به دلایل گوناگون پاره‌ای از زندگی انسان می‌شود. و این دلایل در آن واحد هم به کتاب مربوط میشود هم به خود فرد.


کتاب عیش مدام فلوبر و مادام بوواری ،

 نوشتهٔ ماریو بارگاس یوسا ، ترجمهٔ عبدالله کوثری ، نشر نیلوفر



خب این کتاب اونده بررسی کرده هنوز خیلی جلو نرفتم. چون به طرز تعجب آوری خوابم گرفته و فعلا دارم در مقابلش‌مقاومت میکنم :/ شایدم یه امروزو کمتر بایذ سخت بگیرم. 

نویسنده میگه نمیتونسته وقتی کتاب دست گرفته زمین بذارتش. به حدی شیفته‌اش شده که چندین و چند بار خوندتش. میخواد ببین این دلایل چی هستن. 

حقیقت اینه نمیشه انگار کرد که این کتب فوق العاده است. یعنی فلوبر و نوشتنش اما برای من واقعا سخت بود. پیش خودم فکر کردم شاید نباید اصلا میخوندمش. نه که بد باشه ابدا ابدا. فقط نگاه منفی و احساساتی که داشتم انگار شدت گرفته باشه در مورد شهثخص من. اون حرفی هم که میزنه میگه پاره ای از زندگی انسان میشه درست. من دقیقا حس‌میکنم نمیتونم ازش خلاص بشم دیگه. شاید این خاصیت نویسندگی‌فلوبر. افسردگی بعد تموم شدن کتاب گرفتم. زندگی‌که تموم شده. فکر میکنم همه ما همینیم. خیلیا میمیرم بی این که ارزوهاشپن رویاهاشون برآورده بشه. ما همیشه دنبال اینده بهتریم بعضیا براش تلاش میکنن. بعضیا اصلا فکر‌نمیکنن و بعضیا میخوا نشاید تلاشیم بکنن هرچند اشتباه ولی نشه.

فکر‌کنم باید نباید فکر‌کنم دیگه یعنی در موردش فکرامو کردم. نمیدونم. ولی خودمو باید درست کنم. دستامم درد میکنن. عادت ندارم. شایذ بخوابم بیدار بشم بهر بشم.  

1483 : کتاب جدید : عیش مدام فلوبر و مادام بوواری

نوشتهٔ ماریو بارگاس یوسا، ترجمهٔ عبدالله کوثری، نشر نیلوفر


تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مدام. 

گوستاو فلوبر


خب اینم از کتاب جدید. ببینیم چی میگه. 

1444 : کتاب جدید : نوشتن مادام بواری

نمیدونم چی بخونم. میدونم یکی رو باید دست بگیرمو شروع کنم ولی خب یه عالمه مقاله مونده. میلم نمیکشه یعنی نمیدونم کدومو بخونم. دلم میخواد داستانی بخونم مثل بالزاک یا فلوبر که خب بالزاک پرومته اشو هنوز نخریدم رو مخم فکر میکنم باید اول اونو بخونم ببینم زندگیش چجوری بوده. توی لیست کتابمم اون اسمش هست اشتباه کردم نمایشگاه نخریدمش فکر‌کنم. به هر حال فکر‌کنم باید برم سراغ فلوبر. اول کتاب نوشتن مادام بواری ، گوستاو فلوبر ، ترجمهٔ اصغر نوری ، نشر نیلوفر هست. خب من از فلوبر هم تاحالا چیزی نخوندم خاک برسم واقعا با این سرعت پیش رفتنم که اینقدر عقبمو از این نویسنده ها که خیلی هستن هنوز نرسیدم بهشون ولی خب بریم ببینیم جریان چیه. بعدش کتاب  مادام بواری ترجمهٔ مهدی سحابی نشر مرکز رو میخونم و بعدشم عیش مدام فلوبر و مادام بواری نوشتهٔ ماریو بارگاس یوسا ترجمهٔ عبدالله کوثری نشر نیلوفر. هووووراااااا. فکر کنم واقعا دیگه مخم نمیکشید. به محض این که پول تو جیبیمو بگیرم میرم پرومته و بابا گوریو رو هم میخرم که بخونم کامل بشه. 

عکسامم باید جدی بشینم پاشون. خیلی وقت نگاهشون نکردم انگار ندونم چجوری باید عکسامو انتخاب کنم. فکر کنم فعلا یه انتخاب کلی باید داشته باشم بعد چاپ کنم مثل سر کلاس بعد انتخاب کنم برای توی مجموعه ام. 


چه جالب مترجم هم کتاب مادام بواری و عیش مدام رو با همین مترجم ها نام برده. 

1299 : نمایشگاه کتاب ۹۷

خب اینم از نمایشگاه کتاب امسال. رو به بیهوشیم خیلی راه رفتم بعضی غرفه هارم نمیدونستم هی دور دور :دی

با این که خب پول تو جیبی اردیبهشتمو نگرفته ام ولی باز خوب شد پولامو مثلا نگه داشته بودما و کتابای خوبی گرفتم اگه تا قبل ۲۳ پول تو جیبیمو گرفتم اون فرهنگ عکاسان جهان رو سفارش میدم اگرم نه که ماه دیگه یا بهدش فعلا مهم نیست یعنی جزو اولویتام میمونه. انتخاب کردن کتاب خیلی سخته ولی مزه میده. این بارم که تنها بودم جور دیگه ای بود. البته به تنها کتاب خریدن عادت دارم کمو بیش دیگه بعد یک سال. استادمم نبود ایدین و سمارو دیدم. نمیدونستم از بالزاک چه نشری ترجمش خوبه ازشون پرسیدم پارسال چون استاد گفته بود اگه من نبودم از ایدین بپرسین. 

حالا چه کتابایی خریدم؟ :))) ^___^  خب کلی ذوق کردم. هرچند فکر‌میکردم استادو میبینم این همه هم استرسو خجالت کشیدما :دی اشکالی نداره. سال دیگه شاید و سال بعد و سال بعد مگه چشم بر هم زدن یک سال نگذشت. دو ماه دیگه من یک سال از دانشجو بودنم میگذره :دی چه قدر هم فرخنده. 

بیخیال پارسال یادم گفتم لیست نمیکنم کتابامو اما بزارین بنویسمش هنوز که کتابخونه وبم راه نیفتاده. 


از پیدا و پنهان ، آیدین آغداشلو ، نشر آبان

مادام بوواری ، گوستاو فلوبر، مهدی سحابی ، نشر مرکز

عیش مدام فلوبر و مادام بوواری ،ماریو بارگاس یوسا، عبدالله کوثری، نشر نیلوفر

نوشتن مادام بوواری (اینو پارسال ) گوستاو فلوبر، اصغر نوری ، نشر نیلوفر

اشک‌ها وتصویر ها ، جیمز الکینز ، حسام الدین رضایی، نشر حرفه نویسنده

در باب مشاهده، جیمز الکینز ، فریناز صادقی شقاقی ، نشر حرفه نویسنده

ذهن و عکاسی ، پل مارتین لستر ، زانیار بلوری ، نشر حرفه نویسنده

در باب فلسفهٔ عکاسی ، ویلم فلوسر ، پوپک بایرامی ، نشر حرفه نویسنده

خشم و هیاهو ، ویلیام فاکنر ، بهمن شعله ور ، نشر علمی فرهنگی ( البته این فکر کنم نشر نگاه هم داره ولی همین مترجم هست. دیگه من گرفتم دیدم همون مترجم فکر نکنم فرق کنه. )

چرم ساغری ، اونوره دو بالزاک ، م.ا.به آذین ، نشر علمی فرهنگی

زن سی ساله ، اونوره دو بالزاک ، ادوارد ژوزف ، نشر علمی فرهنگی

خیابان یک طرفه ، والتر بنیامین ، حمید فرازنده ، نشر مرکز

جبّه خانه ، هوشنگ گلشیری ، نشر نیلوفر


اوووف دیگه پولم تموم شد وگرنه کتاب پرومته زندگی بالزاک که ماه دیگه حتم میگیرمش. کتاب بارت فوکو آلتوسر هم میخریدم. دومی رو اصلا یادم رفت. کتابای صادق هدایتم گذاشتم از اون پک قرمزای انقلاب بخرم البته نشر مرکز صادق هدایت در تار عنکبوت رو میخواستم که گفت نداره. نامه به فلیسه هم چاپ تموم باید در به در تو انقلاب برم دنبالش.  کتاب سوسیالیسم و فرد گرایی اسکار وایلد هم نبود. 


دیگه این شد. خیلی خسته ام انگارکوه جابه جا کردم باید دوباره پیاده رویمو از سر بگیرم. 

دلم میخواد کتاب بخونم البته بعد از یع خورده استراحت. شتید مقاله ی نیکسون رو بخونم. وای نمیدونم کتاب جدید چی‌بخومم. دلم همشو میخواد. :دی