روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «در باب فلسفهٔ عکاسی» ثبت شده است

1603 : کتاب جدید : در باب فلسفهٔ عکاسی

نوشتهٔ ویلم فلوسر ، ترجمهٔ پوپک بایرامی ، نشر حرفه نویسنده


خب اینم کتاب جدید. حجم زیادی نداره اگه بتونم بشینم پاش امروز تموم میشه فقط مشکل اینه یهو باتریم تموم میشه از صبح هی بیدار شدم یهو خوابیدم. کتابخونه نرفتم حالا به دلایلی. من نمیشناختم فلوسر رو. هیچ کتابی نخوندم ازش. 

1299 : نمایشگاه کتاب ۹۷

خب اینم از نمایشگاه کتاب امسال. رو به بیهوشیم خیلی راه رفتم بعضی غرفه هارم نمیدونستم هی دور دور :دی

با این که خب پول تو جیبی اردیبهشتمو نگرفته ام ولی باز خوب شد پولامو مثلا نگه داشته بودما و کتابای خوبی گرفتم اگه تا قبل ۲۳ پول تو جیبیمو گرفتم اون فرهنگ عکاسان جهان رو سفارش میدم اگرم نه که ماه دیگه یا بهدش فعلا مهم نیست یعنی جزو اولویتام میمونه. انتخاب کردن کتاب خیلی سخته ولی مزه میده. این بارم که تنها بودم جور دیگه ای بود. البته به تنها کتاب خریدن عادت دارم کمو بیش دیگه بعد یک سال. استادمم نبود ایدین و سمارو دیدم. نمیدونستم از بالزاک چه نشری ترجمش خوبه ازشون پرسیدم پارسال چون استاد گفته بود اگه من نبودم از ایدین بپرسین. 

حالا چه کتابایی خریدم؟ :))) ^___^  خب کلی ذوق کردم. هرچند فکر‌میکردم استادو میبینم این همه هم استرسو خجالت کشیدما :دی اشکالی نداره. سال دیگه شاید و سال بعد و سال بعد مگه چشم بر هم زدن یک سال نگذشت. دو ماه دیگه من یک سال از دانشجو بودنم میگذره :دی چه قدر هم فرخنده. 

بیخیال پارسال یادم گفتم لیست نمیکنم کتابامو اما بزارین بنویسمش هنوز که کتابخونه وبم راه نیفتاده. 


از پیدا و پنهان ، آیدین آغداشلو ، نشر آبان

مادام بوواری ، گوستاو فلوبر، مهدی سحابی ، نشر مرکز

عیش مدام فلوبر و مادام بوواری ،ماریو بارگاس یوسا، عبدالله کوثری، نشر نیلوفر

نوشتن مادام بوواری (اینو پارسال ) گوستاو فلوبر، اصغر نوری ، نشر نیلوفر

اشک‌ها وتصویر ها ، جیمز الکینز ، حسام الدین رضایی، نشر حرفه نویسنده

در باب مشاهده، جیمز الکینز ، فریناز صادقی شقاقی ، نشر حرفه نویسنده

ذهن و عکاسی ، پل مارتین لستر ، زانیار بلوری ، نشر حرفه نویسنده

در باب فلسفهٔ عکاسی ، ویلم فلوسر ، پوپک بایرامی ، نشر حرفه نویسنده

خشم و هیاهو ، ویلیام فاکنر ، بهمن شعله ور ، نشر علمی فرهنگی ( البته این فکر کنم نشر نگاه هم داره ولی همین مترجم هست. دیگه من گرفتم دیدم همون مترجم فکر نکنم فرق کنه. )

چرم ساغری ، اونوره دو بالزاک ، م.ا.به آذین ، نشر علمی فرهنگی

زن سی ساله ، اونوره دو بالزاک ، ادوارد ژوزف ، نشر علمی فرهنگی

خیابان یک طرفه ، والتر بنیامین ، حمید فرازنده ، نشر مرکز

جبّه خانه ، هوشنگ گلشیری ، نشر نیلوفر


اوووف دیگه پولم تموم شد وگرنه کتاب پرومته زندگی بالزاک که ماه دیگه حتم میگیرمش. کتاب بارت فوکو آلتوسر هم میخریدم. دومی رو اصلا یادم رفت. کتابای صادق هدایتم گذاشتم از اون پک قرمزای انقلاب بخرم البته نشر مرکز صادق هدایت در تار عنکبوت رو میخواستم که گفت نداره. نامه به فلیسه هم چاپ تموم باید در به در تو انقلاب برم دنبالش.  کتاب سوسیالیسم و فرد گرایی اسکار وایلد هم نبود. 


دیگه این شد. خیلی خسته ام انگارکوه جابه جا کردم باید دوباره پیاده رویمو از سر بگیرم. 

دلم میخواد کتاب بخونم البته بعد از یع خورده استراحت. شتید مقاله ی نیکسون رو بخونم. وای نمیدونم کتاب جدید چی‌بخومم. دلم همشو میخواد. :دی