روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «در باب عکاسی معاصر» ثبت شده است

1888 : کتاب جدید : سیر حکمت در اروپا

ـ در باب عکاسی معاصر ـ ، نوشتهٔ اندی گراندبرگ ، ترجمهٔ مسعود ابراهیمی مقدم و مریم لدنی، نشر آثار هنری متن


قبلا چند تا مقاله با ترجمهٔ استادم از گروندبرگ خوندم در مورد عکاسی این کتابم در مورد عکاسی و فکر کنم از اون مقاله ها هم توش باشه الان که فهرستشو نگاه میکردم مثل سیاست فضای طبیعی و نواحی مرزی غم انگیز  و...

نه نظرم عوض ضد اینو نمیخوام الان بخونم  احساس میمنم نمیتونم. دلم کتاب در مورد فلسفه میخواد. مثلا کتاب سیر حکمت در اروپا یا کتاب کارل مارکس اثر برلین. آره اینا بهتره واسه الان. نمیدونم چرا نمیتونم کتاب در مورد عکاسی بخونم معلوم نی چمه کلیم کتاب نخونده دارم در موردش. احساس میکنم خیلی سخت بخونی بعد هیچکاری نکنی نری عکاسی نه؟؟؟

از یکی بایذ شروع کنم بخونم دیگه منم که قصد ندارم فقط کتابای اینجوری بخونم. حالا الان چون یه رمان خوندم به نظر بهتره یه کتاب نظری بخونم. اره همین درسته.اول کتاب سیر حکمت در اروپا رو میخونم.

بعدشم به ترتیب کتابای دیگه پشت هم تا برم یسری منابع برای کنکور فلسفه هست بخرم بخونم.


پس شد کتاب جدید سیر حکمت در اروپا ، نوشتهٔ محمد علی فروغی نشر زوار


من صبح ساعت چهار بیدار شدم بعد خوابیدم تا شیش بعد بیدار شدم کتاب به سوی فانوس دریایی رو تموم کردم بعد بیهوش شدم تا ده اینطورا بعد مامان گفت میخوای میز بخری حاضر شو بریم امروز بابام خونه است. رفتم چون غر میزدم من میز ندارم روش کار کنم. خب همیشه نشسته رو زمینم خیلی سخت بود. این یکی قشنگ میز تحریره میز مهام پام توش نمیرفت رو اعصاب بود اصلا راحت نبودم  . این خیلی خوب شد میتونم روش کتاب بخونم راحت و بقیه کارامو انجام بدم.