روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

نمیدونم غذای چندمم اما کباب :/ چرا باید همش غذاهایی درست کنم که زیاد میل باطنی بهشون ندارم؟؟؟ نمیدونم -___-


خب فکر کنم بگم شام سنگین تره این اولین غذایی که تنهایی درستش کردم و البته دومین کبابم. خب بازم سوتی دادم توش بگین چی. من نمیدونم چرا گوشتو میزارم یخ زدست وا بره تو کیسش آب میره؟؟؟؟ 🤷🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ یعنی همیشه یه سوراخ روش هست البته این دفعه اب کمتری توش رفت اون دفعه که انگار یکیلو اب ازش خالی کردم. خب هرکی بخونه اصلا فکر نمنم دلش بخواد کبابای منو بخوره :/ خب به من چه کیسه ها مشکل دارن من که با اب گرمم خیس میکنم یعنی وقتی حول حولی یه دیس بر میدارم اینو میزارم توش اب میرزم رو کیسش ایا اشتباست؟ خب سوتیامو تحویل مامان نمیدم. الانم سوتی دادم پیازو با رنده ریز رنده نکردم رنده فکر کنم درشت بود خیلیم درشت نه ها ولی ظاهرا هست. خیلی زشت شده بعد روی ماهیتابه هم گذاشتم که بعد تقسیمش کنم لایشو بر عکس اون دفعه که کلفت گرفته بودم نازک گرفتم فقط تصور کنین فکر کنم از بیرون بیان سیر بشن ببیننش. 


خب مامان اینا اومدن. تو ماهی تابه ای گذاشته بودم که بچسب بود بعد الان مامان گفت رو این یکی روغن بریز بزارشون ای رو دیگه تیکه تیکه گذاشتم سرخ شدن قیافه دلبر تری گرفتن. پیازام اون وسط مثل پیاز داغ جدا شدن دارن واس خودشون سرخ میشن بعضیاش :دی. کوجه رم جدا تو اون بچسب سرخ کردم الان جلومه میخوام بخورم. میدونم خوشمزش شمام شک نکنین : دی 

  • مائده