روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

922 : پنج شنبه:/

خب خب ساعت حدودا نزدیکای سه صبح پنجشنبه است. یه هفته دیگم داره تموم میشه هرچند زیادم بد نبود این هفته با تمام این که به نظر یه خورده دیوونه هم شده بودم شاید هنوزم هستم اما اما من وااقعا خسته شدم از این وضعیت کسل کننده ی یکنواخت دلم میخواد وقت خوابم که میشه حالا فرقی نمیکنه شب باشه یا صبح از خستگی‌بیهوش بشم یعنی ز شدت فعالیت دلم میخواد خسته بشم خیلی خوشحال بودم یه خورده و خیلی خوش گذشته و واقعا خارج از تحملم شده در نتیجه امروز میخوام از خودم انتقام بگیرم یعنی فقط دلم میخواد خسته بشم اینقدر بیدار بمونم که نتونم بخوابم باید یه درس حسابیبه خودم بدم و یادم بیاد چجوری بود خستگی و چیزی که میخوام انگار هرچقدرم کمک باشه آخرش خودم باید عمل کنم و دست به کار بشم . از یکنواختی اینجوری‌خوشم نمیاد‌ حداقل یه امروز و فردارو فقط خودمو خفه کنم از همه کارایی که باید انجام بدمو اینقدر یواش پیش میرمو بینش چرت میزنم. هووووف همین 



5:20 »»» باورم نمیشه اینقدر زود به اون خستگیه رسیدم :دی اما ایمجا تموم نمیشه میرم میخوابم امیدوارم زود بیدار شم. 

  • مائده