روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

920 : کارکرد عکاس باید در مقام یک مؤلف باشد...

عکاسی برای این که بتواند مشروعیتی به عنوان هنر بدست آورد باید مفهوم عکاس در مقام مؤلف را رواج دهد. به شکلی که تمام عکس های یک عکاس یک مجموعهٔ واحد را تشکیل دهند. 

سوزان سونتاگ

کتاب دربارهٔ عکاسی ، ترجمهٔ فرشید آذرنگ و نگین شیدوش ، نشر حرفه نویسنده



باید حواسم پرت شه. فکرم هی میپره. از این وضعیت ناراضی نیستم من زندگیم همینجوری از اول قصه امروزو دیروز نیست ففط سعی میکنم آدمارو ناامید نکنم کاش ازم توقع میره جوره دیگه رفتار کنم و من سعیمو میکنم اما بالاخره آخرش به سیم آخر میزنم گاهی.