روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

روز نو شتـــــــــــــــ

میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
از آزادی که در طلبش بودیم
از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

یانیس ریتسوس

916 : خیلی خوابیدم :/

تا خوابم ببره طول‌کشید. میدونم یه خورده تند رفتم اما اذیتم کرد فیلم واقعا شاید خصومت شخصی داشت بام :دی آخه به نظرم ارزش نداره یعنی آلفردو فقط حق نداشت اون چیزی که خودش ارزوش بوده و بهش نرسیده رو با خودخواهی به اون پسرک بیچاره تحمیل کنه اینجوری واقعا خیلی نا جوانمردانه بود من مطمئنم اگه کسی بخواد چیزی بشه ربطی به این نداره که کسی که دوست داره رو از دست بده یعنی همیشه راه های بهتریم هست. دو این که چیزی شدن درست اما به چه قیمتی وقتی قراره باقی عمرتو وحشتناک بگذرونی من اگه باشم شاید کلا از همه چی دست بکشم ارزششو نداره وقتی راحت از دست میدی. دیگه این که بیخیال بقیش. زندگی همیشه وحشتاک بوده اما مشکل اینه با تمام این خصوصیات بدش ادم دست نمیکشه.
میرم یه چی بخورم و شروع کنم. 
  • مائده