روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

914 : یوهووووووو :)

خب خب بزارین نتیجه رو بگم یه جای باحال کشف‌کردم. یعنی کلا خیلی باهاش کیف کردم نه فقط برای عکاسی انگار همچین جایی مدفون بوده باشه تو شهر تا حالا با این که نزدیک بود خیلی دور نبود ولی یجوری جلوش خیلی نو هست بعد ولی توش که میری یه خورده که میگذره انگار کلا عوض میشه و کلا مثل یه باغ مخفی. توش خلوت نبود و راستش با این که همیشه خلوت ترجیح میدم امشب لذت هم میبردم میگم کلا حال کردم با فضا با همه چی. فکر کنم یه چند دفعه ای جا داشته باشه که برم و بزرگ بود و یه کرمیم تو وجودم بود که بهم میگفت همه جارو زیرورو نکن امشب مائده در نتیجه تا یه حدی جلو رفتم. اما جدی میگم یعنی فکر‌نمیکردم ولی چند تا عکس خوب دارم چند تا که مطمئنم ازشون خیلی الان یه احساس آرامشی بهم دست داد و خوشحالم. حالا چند بار نگاه کردم سعی میکنم عکسایی که خوب نیستنو پاک کنم تا قبل از عکاسی جدید و انتخاب کنم اگه بتونم شماره هاشونو بنویسم رو هم تلمبار نشن تا لپ تاپم اوکی بشه. یه انزژی گرفتم که نگو. 

از این بگذریم. ام میخوام فیلم بیینم سینما پارادیزو امشب. جایی اسمشو دیدم و نظرم جلب شد. البته دیشب تصمیم داشتم امشب فیلم برباد رفته رو ببینم که سه ساعت بود‌دیشب میدونستم کششو ندارم اما الان فعلا هنوز رو مود اون نیستم :) 


ای کاش میتونستم یکی از عکسامو بزارم. لعنت به شانس که همش یه چیزیم باید خراب بشه :دی ولی خدایی هر دفعه این اتفاق میفته به قابلیت های داشته های دیگم پی میبرم.فکر میکردم محدودیت هایی واسه گوشیم وجود داره اینجور که میگفتن اما خب ظاهرا فقط متفاوت یا مینبر هایی هست براش. به هر حال دنیا هنوز خوشگلیاشو داره :دی 


  • مائده