روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

روز نو شتـــــــــــــــ

میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
از آزادی که در طلبش بودیم
از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

823 : غذای پنجم (شاید ماکارانی)

نمیدونم چرا سر غذا درست کردن من این همه دشواری پیش میاد. خب مایشو درست کرده بودم فقط باید ربشو بیشتر میریختم. دیروز که مایع توی بادمجونو درست کردم خیلی شد این شد که گفتم ماکارونی خوبه. قبلش چک کردم که داریم دوتا نصفه بسته بود. بعد که برداشتم دیدم یکیش رشته است :/ رشته هم که نازک بعد چیزم هست نصفه بود بعد گشتم ببینم شاید باشه دیدم نیست ولی لازانیا داشتیم خب لازانیا بدون قارچو پنیر صفا نداره ولی گفتم اگه پنیر باشه خوب میشه رفتم دیدم پنیر پیتزام نصفِ -____- بعد دیدم لازانیام نمیشه چجوری جمع کنم سوتی مو اومدم در یک حرکت ابتکاری از سر ناچاری لازانیاهارو خورد کردم :/ -_____- میدونم میدونم خلاقیتی هست که فوران میکنه  :دی :) خنده هیستیریکی  :/ پلی پنیرم ریختم توش. خدا کنه شفته نشه. اول اون دوتارو ریختم رشته رو دیرتر ریختم زودتر میپزه دیگه نه؟؟ زیرشم سیبزمینی گذاشتم. سیب زمینی پخته داشتیم تو یخچال تز دادم خورد کردم تهش خراب که نمیشه؟-____- هنوز تیـــــــــــستش نکردم :دی الکی مثلا :) 



راضیم از خودم ^__________^ هووووراااااا :))))))  عکس گرفتم ازشا ولی نرسیدم هنوز به مرحله غذا آرایی اصلا فکر نکنم توش خوب باشم با این حال شاید بشه به مرور اکتسابی چیزایی کسب کرد.اوووم البته اینو با قابلمه باید میاووردم سر سفره خب روش پنیر بود نمیشد که بکشم تو ظرف بعد عکس بگیرم. سیب زمینیشم یه خورده نزدیک مرز سوختگی داشت میرفت که به موقع برداشتم یعنی یه طرفش کمتر بود خوب بود یه ورش خیلی رو مرز بود فکر کنم قابلمه رو مساوی نذاشته بودم باید به این چیزام یعنی دقت کنم؟؟ :/  دیگه این که الان عکسو میذارم نگین زشته ها خیلیم خوشمزه بود من ضامن عمرا بتونین با ترکیم ماکارانی فرمی و لازانیا و رشته درست کنینش اینجوری :))) ^___^ 
نه عکس نمیذارم هرجور نگاشون میکنم دوست ندارم :دی
  • مائده

آشپزی