روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

روز نو شتـــــــــــــــ

میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
از آزادی که در طلبش بودیم
از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

814 : دلم کنج دنج میخواد...

دو‌ساعت پیش هنوز بارون شروع نشده بود کلی نوشتم از همه جا. دیدم بارون زد ولش کردم رفتم دم پنجره بارون دلمو برد نوشتم پرید. وقتی برگشتم دیدم. اما دیگه دستم نمیرفت دوباره به نوشتن. هرکی منو بشناسه میدونه من میمیرم برا این هوا بارون بی قرار میشم برا بیرون زدن. اما الان هنوز نرفتم. شاید برم توی شهر هوا که تاریک شد .... بگذریم. 


+ خبر خوب خود داستان یادداشتهارو بالاخره تموم کردم. رسیدم به ۱۴ تفسیر

+ از این فیلم جینگولکیا درست کردم :دی. خدایی اصلا حالو هواش نمیخورد؟ بزار بزارمش ببینین که چجوری دلم رفته بود ... 

+ چرا همه با این آهنگ مشکل دارن؟؟ مامان میگفت بسه چقدر اینو گوش میدی این همه غم داره. آخه نباید غم داشت؟ بله من گوش میدمو فکر میکنم. به کی ؟ خب معلومه؟ تازه کلیم شاد میشم!

+ بگذریم از این خزئبلات که همینجوری میادو نمیدونم معلومه چی میگم یا نه. 

+ قبلش چه بادی میومد رفتم دم پنجره موهامو باد برد غرق خودش کرد خواستم به یار بگم اگه بوی شامپو اوه به دماغت رسید بو موهای من :دی🤣🤣🤣 ازاین خز بازیا. فرض کنیم طرف شامپو تخم مرغی بزنه مثلا الکی مثلا اوه خیلی خفن😂😁🤦🏻‍♀️ مهم اصل قضیست به فرعیا گیر ندیم :دی  میدونم میدونم خیلی حرفای قشنگ میشه زد و من برداشتم گند زدم به تمام شاعرانگی یه چیز شاید باحال اما لجم گرفت این هوا من باد بارون اون کجا؟ نمیدونم. کجایی تو؟!

+ دلم یه جای گرم میخواد. خونمون شوفاژ نداره من همیشه همیشه جام بغل شوفاژ بود یا بغل شومینه  آخ که چه کیفی داشت الان خیلی دلم میخواد آخه یعنی چی‌خونه شوفاژ نداشته باشه  حالا شومینه رو میشه بیخیال شد اینقدر حال میداد. آدم باید یه بغل‌گرم داشته باشه گوله بشه تو سرما تو تو گرما اون کنجش. یه کنج دنج! والا. این خونمون قبل ساختن یه شومینه مشتی داشت کلا جام همونجا بود پا مو میچسبودم به سنگا. اصلا اون بیخی شوفاژو چرا میزنین ازش . از این خونه بدم میاد هیچی که من دوست دارم دیگه نداره تازه دیگه جای ثابتم ندارم الان وسط پزیرائی خوابیدم شوفاژم پیش کش اتاقم داشتم خوب بود. حالا فعلا همین رخت خوابم داریم جای شکرش باقی:/ -____- حالا هی نمیخوایم یاد نداشته هامون بیفتیم مگه میشه  این هوا همه چیو یاد ادم میاره اصلا من عاشق همینشم.  


میددوونم میدونم کیفیت تصویر وحشتناک ولی هرکاری میکردم با کیفیت یالا آپلود نمیشد:((( منم میخواستم بزارم :(


نظرات  (۳)

  • پیمان محسنی کیاسری
  • برای من اجرا نمی‌شه فیلم! 
    پاسخ:
    ااااا پس کلا خرابِ :((((
    وای ببخشید چقد وضع داغونه 😂 فقط تشک دارین :دی 

    ازین هیتر برقیا که میزنن به برق خیلی خوبه گرما رو شوت میکنه بیرون مثل شوفاژ خسیس نیس که بخوای بچسبی بهش و بسوزی 
    پاسخ:
    خب داستانش طولانی قبلا نوشتم. فعلا مجبور شدم بیام بیرون از اون اتاق و نرم توش جا به جا شدم و این اتاق جدیده هنوز تخت نخریدم با خواهرم هم اتاقم که زیاد با هم اوکی نیستیم بر همین میام بیرون میخوابم..بله خیلی وضع داغونه :) :دی اااا از اونام مداریم. من به همون شوفاژ خسیسشم راضیم :دی. 
    اخه ادم با خاهر خودش نتونه یه شب بخوابه تو اتاق دیگه خیلی قاراشمیشه اوضاع پس ! اونم کتابخونه مثل شما ؟ اگه نه که خب مشکل از اونه حتما ! 😁

    میدونم ندارین ولی میتونی بخری 😁
    پاسخ:
    اوه خب آدما متفاوتن. برا همین شتید نتونن با هم یه ج بمونن. منم با خواهرم اختلاف دارم یعنی کلا متفاوتیم مثلا من باید یه چراغی روشن باشه اون تو تاریکی مطلق میخوابه!
    اتاقو تازه جا به جا کردیم اتاقم تک بود یعنی هر کدوممون جدا و تخت مختلف داشتیم الان اتاقو داریم درست میکنیم. برا همین چون هم اتاق شدیم تخت جدید نخریدیم فعلا. قصدشو داریم مطمئن باش :)