روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

روز نو شتـــــــــــــــ

میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
از آزادی که در طلبش بودیم
از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

یانیس ریتسوس

699 : شما حق‌ندارید...

■شما حق ندارید به هیچ یک از احکام و آیه‌هایی که از گذشته به امروز رسیده و چشم‌بسته آن‌ها را پذیرفته‌اید، ایمان داشته باشید؛ ایمان بی‌مطالعه، سد راه تعالی بشری است. ــ انسان، یک موجود متفکر منطقی‌ست و لاجرم باید مغرورتر از آن باشد که احکام بسته‌بندی‌شده را بی‌ دخالت مستقیم تعقل خود بپذیرد. پذیرفتن احکام و تعصب‌ورزیدن بر سر آن‌ها، توهین به شرف انسان‌بودن است. ــ آیا این توهین به منزلت انسان نیست که این چیزِ شگفت‌انگیز، این اسباب موسوم به مغز و سیستم فکری، فقط و فقط بر عرصه‌ی خاک در تملک اوست، و آن‌وقت گوسفندوار به دنبال احکامِ غالباً بیمارگونه‌یی می‌افتد و این مفکره‌ی زیبای غرورآفرین را بلااستفاده می‌گذارد و ازش آلت معطله می‌سازد؟



احمد شاملو ،نگرانی‌های من [سخنرانی در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، آوریل ۱۹۹۰] ــ سیرا، نیوجرسی، ژوئن ۱۹۹۰

  • مائده

احمد شاملو

نظرات  (۲)

:/
پاسخ:
بهش فکر کن جدی میگم خیلی از چیزایی که ما اسمشو اعتقادات دینی میزاریم خرافات هستن که طی ۱۴۰۰ سال دست به دس شدن. تازه خود اعتقادات دینی که سرجای خودش
آره خوب قبول دارم که خرافات زیادی هست ولی خب نمیشه گفت همه اش :/
لااقل من اینجوری فکر میکنم نمیدونم شما روو :)))
پاسخ:
به نظرم باید فکر کرد دنبالش بود تا فهمید حقیقت چیه