روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

روز نو شتـــــــــــــــ

میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
از آزادی که در طلبش بودیم
از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

یانیس ریتسوس

676 : فصل ششم

والتر بنیامین


«امروزه لنز دوربین در پی یافتن همجواری های جذاب است.  به عبارت دیگر عکاسی به نوعی از ژورنالیسم هنری تبدیل میشود. ... هرچه بحران نظم اجتماعی کنونی شدت یابد، و هرچه لحظات و مولفه‌های منفرد آن به سردی و بدون انعطاف با یکدیگر رو در رو شوند، آن نوع عکاسی که از خلاقیت بیشتری برخوردار است_که خودش را به صورت یک فرآوردهٔ جنبیو گونهٔ غیر عادی(پدرش تضاد و مادرش تقلید) نشان میدهد_ به یک بت واره بدل میشود، که ویژگی‌های چهره‌اش تنها در دنیای پر زرق و برق و همیشه متغیر مد دوام می‌آورد. خلاقیت در عکاسی در گروِ تن در دادن به مد است. عرصه ای که شعارش این است: جهان زیباست.  در اینجاست که نقاب از چهرهٔ آننوع از عکاسی برداشته میشود که میتواند مثلا به یک کنسرو سوپ اهمیتی عظیم اعطا کنداما در عین حال از درک کوچکترین روابط انسانی که در آن به سر میبرد عاجز است. از این رو خیالین ترین موضوعات آن هم پیام آور مشتری بیشتراست و نه شناخت بیشتر. ولی از آنجاییکه چهرهٔ راستین این گونه از خلاقیت عکاسانه، چیزی نیستجز تبلیغات یا تداعی ، پس بدیل منطقی آن را باید نوردهی و نقاب برداشتن یا تفسیر دانست. »

والتر بنیامین ، مقالهٔ تاریخ مختصر عکاسی، ۱۹۳۱

بخشی از انتقادهای بنیامین از عینیت نو که توی کناب مفاهیم عکاسی (نوشتهٔ دیوید بیت، ترجمهٔ محمدرضارئیسی و مارال زیاری، نشر حرفه نویسنده) آورده شده بود. 


دلم میخواد بخونم این مقاله رو. یعنی کلا بیشتر از بنیامین.

وای اندی وارهول:/// اصلا خوشم نمیاد ازش اصلا یعنی چندماه پیشم که دیدم کاراشو در نگاه اول اینو تشخیص دادم-__- . کارخانه://




«ازنظر بنیامین کار عکاسی نباید ساخت اسطوره از طریق ظاهر باشد بلکه باید نوردهی و نقاب برداشتن از ظواهر باشدبنیامین به دفاع از چیزی میپرداخت که چه بسا بتوان آن را نیروی محرک مستند پردازی _در راستای نقد اجتماعی_ نامید که او آن را در انواع گوناگون آثار میافت، خواه عکس‌های خیابان‌های قدیمی اوژن اتژه ، پرتره‌های محلی آگوست ساندر در آلمان ، خواه فتومنتاژ  سیاسی جان هارتفیلد؛ همهٔ این‌ها اقدامات حیاتی بودند که با واقعیت‌های اجتماعی سروکار داشتند. همهٔ آثار مورد علاقهٔ بنیامین امر اجتماعی را به عنوان بخش بنیادی تصویر در نظر میگرفت. در نظر بنیامین ، عکاسی خلاق نو ، چه یک عکس از چهره باشد و چه یک عکس از محصول که بر روی یک ورقهٔ استیل نقش بسته است ، و چه شیئی که با نسبت‌هایی درخشان بزرگنمایی شده است ، همهٔ اینها به خودی خود چیزی نبودند جز تلاشی برای «متقاعد کردن و جذب کردن» بیننده. »



این فصل هم تموم شد. راستش خیلی مطمئن نیستم که بتونم چیزی اضافه بنویسم یانظری بدم در مورد این فصل چون شاخهٔ عکاسی تبلیغات مورد علاقم نیست و نمیتونم بپذیرمش. البته این که ازش کسب درامد بشه فکر نکنم اشکالی داشته باشه فقط این که چجوری بگم. عکاسی تو این خلاصه بشه یا شناخته بشه کسی به عنوان یک عکاس زیاد فکر نمیکنم الان اتفاق بیفته با نظر بنیامین و بارت بسیار موافقم. حالا انگارمنتظر بودن من نظرمو اعلام کنم:دی تبلیغات تا حد زیادی در نظرم دروغ میاد. کسی که عکاسی تبلیغات میکنه فکر نمیکنم به این موضوع کار داشنه باشه که آیا چیزی که از اون محصول میگه واقعی هست یا نه حتی سعی میکنه خیلی عالی نشون بده. مسلما اگه محصولی رو با ایرادایی که داره یعنی اون چیزی که واقعا هست نمایش داده بشه کسی اسم تبلیغ روش نمیذاره. در نتیجه عکاس به دنبال منافع خودش هست نه مردم و جز یه ادم دروغگو یا منفعت طلب که همه یه حقیقت رو اشکار نمیکنه یا حتی به کلی حقیقت چیزی رو تغییر میده و مردم رو حساب اون هرچند که کارش عالی باشه تهیه اش میکنن و ضرر شاید ببینن به چه دردی میخوره. نمیدونم شایداشکالی نداشته باشه و من چرت بگم ولی من ترجیه میدم تبلیغ میکنم خوب و بد رو بگم. مثلا همین کتاب. من سعی میکنم بنویسم معرفی کنم این خودش تبلیغ هست درسته الان عکاسی نیست اما من راجع بهش صادقانه مینویسم. ترجیه میدادم اگه عکاسی تبلیغاتی میکردم همین جوری باشه. و هرچیو که دوست دارم و به نظرم خوب هست رو تبلیغ کنم. البته شاید این یه خورده کسل کننده بودن عکاسی تبلیغات رو کمتر کنه. وقتی عکاسی تبلیغات میکنی احساس مرگ بهت دست میده فکر کن فقط به خاطر پولم باشه عذاب عالم رو برای من داره .