روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

روز نو شتـــــــــــــــ

میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
از آزادی که در طلبش بودیم
از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

یانیس ریتسوس

657 : به تو چه! ... به من چه!

با هم حرف میزدن.

اولی به دومی‌ گفت من دوتا ذکر دارم که همیشه با خودم تکرار میکنم! دومی گفت چی هستن اون دوتا ؟ اولی : به تو چه! به من چه! دومی: یعنی چی ؟ اولی : هر وقت دیگران حرفی میزنن که به خودم مربوطه یا باعث ناراحتیم میشه ، برای این که اهمیتی به این حرفها ندم بدون این که جوابی بدم پیش خودم خطاب بهشون میگم به توچه. و هروقت چیزی میبینم که به من ربطی نداره یا حرفی به ذهنم میاد که نباید بگم یا این که به طرف مقابل ربطی نداره و نمیخوام توضیحی بدم برای این که نگم میگم به من چه. دومی: چه جالب تاثیریم داشته تا الان؟! اولی : آره عالیه تو هم امتحان کن حتما. حالا این روزا چیکار میکنی؟ میخوای درس بخونی؟ سرکار میری ؟ دومی : باشه امتحان میکنم اولین فرصت. نه درس نمیخونم اما کتاب میخونم. سرکار نمیرم فعلا لازم نیست باید کارای دیگه انجام بدم. اولی : واقعا؟ تو هم که بابا هی برو کتاب بخر پول مفته دیگه تو هم مفت خور.هی خرجت میکنن . سر کار برو چیه نشستی تو خونه جیره خوری. دومی : به تو چه؟ به من چه...!!!

حرفی نموند دیگه.


میدونم مزخرف و با اعتماد به نفس کامل دارم میزارمش و احتمالا ویرایش بخواد اما میترسم پشیمون شم و نذارمش. 


در مورد موضوع دیگه ای میخواستم بنویسم اما الان الان نتونستم زمان بیشتری میخوام باید بیشتر بهش فکر کنم. ناراحتم به خاطرش و متاسفم. :(

  • مائده