روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

روز نو شتـــــــــــــــ

میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
از آزادی که در طلبش بودیم
از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

یانیس ریتسوس

یکی از نکته های این کتاب که خیلی دوسش دارم اینه که یسری چیزارو خیلی به جا و کامل توی پاورقی _اگه درست گفته باشم _ اسمشو توضیح داده و نوشته. مثلا توی متن یه سبک نام برده شده مثل ساخت گرایی یا مثلا پدیدار شناسی یه توضیح مختصری راجع بهشون و با اسم لاتینش نوشته شده این که حالا چی هست به وسیله ی چه کسی اغاز شده و این داستانا و یا این که اسم کسایی که راجع بهشون صحبت شده و اسم عکاسهایی که نام برده شده تمام اینها به صورت خلاصه اما کامل یه توضیحی توی پاورقی پی نوشت هرچی‌که میگن هست خب این کار خیلی خیلی خیلی هم خوندن کتاب رو شاید برا منی که خیلی چیزا رو ندونم ، خیلی اشخاص رو نشناسم یا اصلا از خاطرم رفته باشه راحت کرده و باعث میشه درک آدم از مطلبی که میخونه کامل باشه. 

کتاب مفاهیم عکاسی ، دیوید بیت ،ترجمه محمدرضا رئیسی و مارال زیاری ، نشر حرفه نویسنده. 


یه چیز بی ربط تحمل دیدن اینستارو ندارم واقعا هرکی یه چیزی میگه واقعا نمیفهمم. توی شرایط سخت اینجوری واقعا سکوتم خیلی چیز خوبیه. الان انگار همه میخوان یه خودی نشون بدن. بلبشوییه (اگه درست گفته باشم :/ منظورم همون خر تو خرِ :/) سردرد میگیره آدم. 

یه پرانتز. در خصوص زلزله بگم منظورم این نی حرف زده نشه کمک نشه ناراحت نشه ادم ولی یسری حرفا بی مورده. منظورم اینه نون و آب نمیشه تو این موقعیت.


در مورد تیتر شاید چیز احمقانه ای رو نفهمیدم اما واقعا نفهمیدم:/

فکر کنم فهمیدم و چقدر به نظر چیز مسخره ای رو گفتم نفهمیدم :/

متوجه نمیشم مرگ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">