روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

روز نو شتـــــــــــــــ

میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
از آزادی که در طلبش بودیم
از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

یانیس ریتسوس

601 : یه پست شیرین

آره تو همیشه همه چیو میفهمی ^___^ بر منکرش لعنت:))))

اووووه از اون موقع وای خدا باورم نمیشه.باورم نمیشه. اصلا نمیدونم چه حسی دارم یعنی همه چی قاطی از ذوق خجالت تعجب وااای وای دلم میخواد تمام بعدشو مرور کنم فکر کنم چند بار بیخیال بدون این که بدونم میدونی و همچین چیزی هست بهت نگاه کردم.  وای دارم مینویسم میخندم و نیشم شل شده از شیرینی که داشت. مها میگه به چی میخندی. قشنگ معلومه بعدم کلشو تکون میده با تاسف. منم میخندم بهش میگم خل شدی دارم واسه خودم مینویسم. نصف شبی کی بیداره :)))) هی بر میگرده منو نگاه میکنه :دی یکی بیاد نیش منو ببنده خیلی تابلو شدم کلمو میکنم زیر پتو :دی :))))

بعضی وقتا احساس میکنم خواب میبینم.

امشب فکر نکنم دیگه خوابم ببره. 

 

این کرنومتر امشب و امروزم از ساعت ١٢ جدید گذاشتم ولی با هم. اصلا اگه زیر این نمیزدم نمیشد اینقدر پیگیرم من :))))


  • مائده

کرنومتر