روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

313 : تنبلی

خب امروزم تموم شد. امروز زیادم به بیکاری نگذشت .اما من هنوز تو استفاده از زمان ایراد دارم .خیلی وقت هدر میدم. اما نسبت به قبل که شاید خیلی میخوابیدم و یا بیش از اندازه آهنگ گوش میکردم خب خیلی بهتر بود. ولی به همه کارایی که دوست داشتم انجام بدم نرسیدم. اولش سخته همیشه. این که سعی کنی اونجوری که همیشه هستی نباشی.نباید تنبل باشم.اما خب ادم همیشه دلش میخواد کش بده زمانو.خونسرد نیستما کاریو باید انجام بدم همیشه به موقعش انجام دادم .اما وقتی مسئولیت کاری با خودمه و انجام دادنش سخته برام تنبلی میکنم و اینجوری میشه شاید کلا اون کار زمان انجام دادنش بگذره یا کلا هیچوقت انجام نشه :/ :) اینه که واسه همین میخوام تغییر بدم این قضیه رو.دو نوع آینده میتونم برای خودم تصور کنم . یکیش خیلی وحشتناکه . اصلا نمیخوام دچارش بشم. واسه همین استرسشو دارم و یجورایی مطمئنم با تنبلی کردنو پشت گوش انداختنو کار نکردنو کتاب نخوندنو عکس ندیدنو خیلی کارای دیگه دچارش میشم.اون یکی خیلی تصویرش پررنگ نیست اما یجورایی بهش مطمئن ترم یعنی ترجیح میدم هرچی که هست این بشه نه اون یکی.

میخوام کتاب تنهایی پر هیاهو / نوشته ی بهومیل هرابال / ترجمه ی پرویز دوائی  رو شروع کنم. همون که مهسا هدیه بهم داد. صفحه ی دومش نقل قول سونتاگ رو آورده که در موردش گفته : " تنهایی پر هیاهو یکی از بیست کتابی است که تصویر نوشتن را در عصر ما باز مینماید ... " البته نگاه کردم نقل قول از خیلیا بعدش آورده بود . این همه تعریف ادم واقعا کنجکاو میشه ببینه چی میتونه باشه. 


نظرات  (۱)

  • شبنم بیقرار
  • کارای روز بعد رو اخر شب لیست کن فرداش به ترتیب اولویت انجامشون بده. باز شب ببین چندتاشو انجام دادی چندتا نه. همین جوری . وقتی یه روزی رسید که هم تونستی خوب و واقعگرایانه برنامه بریزی هم خوب و با مدیریت نجامشون بدی برای خودت یه جایزه خوب بخر.

    در ضمن ترجیح! میدم که اون تصویری رو که بهتره پررنگتر کنی! :)
    پاسخ:
    امتحان میکنم لیست کردنو. جایزه رو هم هستم  :))))
    تا چه پیش آید .اون تصویرشاید از نظر بقیهخیلیم تصویر خوبی نباشه. اما برای من لذت بخش تره.