روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

259 : زندگى خواب ها


از مرز خوابم می گذشتم، 

سایه تاریک یک نیلوفر، 

روی همه این ویرانه فرو افتاده بود. 

کدامین باد بی پروا 

دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟ 

در پس درهای شیشه ای رویاها، 

در مرداب بی ته آیینه ها، 

هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بودم ،

یک نیلوفر روییده بود. 

گویی او لحظه لحظه در تهی من می ریخت .

و من در صدای شکفتن او ،

لحظه لحظه خودم را می مردم. 

بام ایوان فرو می ریزد 

و ساقه نیلوفر برگرد همه ستون ها می پیچد. 

کدامین باد بی پروا ،

دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟ 

نیلوفر رویید، 

ساقه اش از ته خواب شفافم سر کشید. 

من به رویا بودم، 

سیلاب بیداری رسید. 

چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم: 

نیلوفر به همه زندگی ام پیچیده بود. 

در رگ هایش ، من بودم که میدویدم. 

هستی اش در من ریشه داشت، 

همه من بود. 

کدامین باد بی پروا 

دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟

سهراب سپهرى


  • مائده

نظرات  (۱)

سهراب سپهری عالیه :)
پاسخ:
اوهوم :)