روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

2535 : کارای جدید

فکر نکنی همش کار میکنما. نه بیرونم رفتم زیر بارون. رفتیم در به در دنبال کافینت همه هم به اتفاق میگفتن همه جا قطع. تا مها راضی شدو بیخیالش شدیمو رفتیم دانشگاه غذارو گرفتیمو خرید کردیمو اومدیم خونه. شاید سر جمع یه ساعت شد اما کلی حال کردم. شبای رشت زیر بارون خیلی قشنگه. خلاصه که جالب نیست همه جا قطع اینجا وصله؟ تحت هر شرایطی من اینجا مینویسمو بیخیال نمیشم چقدر دیوونه میشدم اگه اینجا نبود. امروز کارای جدید هم به برنامم اضافه شد. زدن تست وقتی بخش بندیش کردمو تحلیلش میکنم یعنی جواباشو در میارمو زبانشو کلمه هایی که بلد نیستمو مینویسم. با کتاب جدیدی که خریده بودم ولی میترسیدم ازش همش انگلیسی. اسمش هست A selection of philosophical works نوشتة دکتر محسن جهانگیری. اینم حالا روزی هر چقدرشو که حال داشتم میخونمو کلمه هاشو در میارمو حفظ میکنم. واسه زبان همینا به مغزم رسید البته یه کتاب دیگه هم هست که دفعه بعد که رفتم تهران میخرم حالا اینارو کار کنم احتمالا زبانم خوب بشه ترسمم بریزه الان خوندم یه پاراگرافشو یه چیزایی فهمیدم. خلاصه که همین فعلا بیدارم تا خوابم بگیره کار میکنم. برم دیگه. 

  • مائده