روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

2519 : دلم میخواد...

من جاه طلب نیستم. این که میخوام کاری کنم ولی نه هر کاری. من فقط دلم میخواد مثل آدمای بزرگ باشم شاید نتونم بهشون برسم اما فقط دوست دارم که باشم.  من با هر راهی نمیخوام به این چیزی که دوست دارم برسم شاید اصلا هیچوقت اتفاق نیفته. اما من گاهی بهش فکر میکنم. این که روزی میرسه منم کاری کرده باشم.این که راه گشای کسی باشم این که به عکاسی برگردم یا نویسنده ی فیلسوف بزرگی بشم. میبینی اینا اینجوری خنده داره. اما من دوست دارم گاهی فکر کنم. یجور شیطنت ذهنم انگار شده باشه. این که به اینها فکر کنم. اما نباید جوری باشه که منو از کار کردن بندازه. پس این فکرارو میزنم عقبو میگم نباید حواسمو پرت کنه. من دیوونه نیستم من فقط بهش فکر میکنم. فکر میکنم که فقط برای اینجا آدم بزرگی نمیخوام بشم دلم میخواد برای دنیا آدم بزرگی باشم! خب سطح توقعم بالاست چه میشه کرد. شاید هم من دیوونم میدونم. فکر کردن به این چیزا کار هرکسی نیست. من فقط فکر میکنمو گاهی برای خودم مینویسم. دلم میخواد با تمام اینها آدم درستی باشم. دلم میخواد بگم بیست و دو سالگی برای شروع دیر نیست. دلم میخواد بگم میشه کلی کتاب فلسفی خوند حتی اگه تا حالا انجامش ندادی. دلم میخواد بگم میشه به عکاسی برگشت حتی اگه وضعیت بیش از حد مزخرف. دلم میخواد بگم میشه دیر زبان یاد گرفت و دو تا هم یاد گرفت. دلم میخواد بگم میشه نوشتنو کم کم یاد گرفت دلم میخواد بگم میشه معمولی باشی حتی از معمولی هم کمتر ولی بتونی خودتو بالا بکشی. دلم میخواد آدم بزرگی باشم. اره دلم میخواد نه فقط برای اینجا که برای دنیا آدم بزرگی بشم. دلم میخواد کار کنم و عمرمو اینجوری بگذرونم حتی اگه هیچ کدوم از اینها اتفاق نیفته. من یه دیوونم که با همین چیزا احساس خوشبختی میکنم. و همین برای عمرم کافیه. برای زندگیم. 

  • مائده