روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

2471 : از اثر به متن

خب من مقاله ی مایکل پین رو خوندم که در مورد از اثر به متن بود چقدر اون تیکه ایش که در مورد متن و لذت متن بارت بود رو خوب فهمیدم  هرچند از اثر به متن و مرگ مولف رو هم باید بخونم اینجا ندارمشون. یه خورده هم حول حولی خوندم چون شب مهمون داریم اتاقمو تمیز میکردمو وسایلمو باید جمع کنم برای فردا که قراره بریم رشت. نمیدونم کتاب جدیدی دست بگیرم یا نه  باید کمک مامانم کنم بیچاره ظهر به بعد میره شیفت بابابزرگم الان کارارو داره میکنه البته منم یه ذره کمکش کردم الان برم میوه اینارو بشورم. باید رفتم رشت حتما مرگ مولف و از اثر به متن رو بخونم مطمئنم این بار فهم اونها هم برام ساده تر شده. 

کتاب بارت فوکو آلتوسر ، مایکل پین ، ترجمهٔ پیام یزدانجو ، نشر مرکز

وقتی زبان به تاویل موسیقی میپردازد نتایج معمولا نا خشنود کننده ای حاصل می شود. 

 

بارت به سادگی متن را با معاصر و اثر را با کلاسیک برابر نمی گیرد. در واقع بارت خود مطالعات عمده ای درباره ی کتاب مقدس ، درام کلاسیک یونانی و آثار راسین داشته است. برخورد کردن با یک قطعه ی ادبی به عنوان یک اثر ، به معنی در نظر گرفتن آن به گونه ای است که گویی این یک شی فیزیکی استوار یا جسمی است که می تواند در یک کتاب خانه یا در یک مجموعه ی مواد درسی جای گرفته یا در کف فرد قرار گیرد. اما برخورد کردن با یک قطعه ی ادبی به عنوان یک متن به معنی در نظر گرفتن آن به عنوان «یک عرصه ی روش شناسانه» و « یک فرایند اثبات ... در سیر یک گفتمان» است. متن مفروضات از پیش متصور نوع ، زبان، ذهنیت ، فاعلیت (سوپژکتیوه ) ، خوانش را به پرسش میکشد، حال ان که اثر آن هارا دست نخورده باقی میگذارد. با این تمایزگذاری نفس ماهیت نیز روش به پرسش کشیده میشود . یک متن صرفا حاصل پرداختن به یک اثر به شیوه ای معین نیست ، زیرا یک نوشته خود را به سادگی تسلیم هر خوانشی نمیکند. متن«خود را به عنوان یک متن می شناسد » و از این رو خواهان آن است که به شیوه ای معین خوانده شود :« متن تنها در یک فعالیت تولیدی تجربه می شود » که این البته فعالیتی مستمر است ؛ متن محصول تجزیه یا «ترکیب زدایی» (یا شالوده شکنی ) یک اثر نیست. 

 

در واقع مشخصه ی  معرف متن این است که متن خواهان « یک کتابت تازه » به عنوان بخشی از تجربه ی خوانده شدن است. آینده ی متن متن جدیدی است که سلفش در آن جذب می شود . به نظر بارت ، «ملال» همان ناتوانی از تولید متن از راه فرایند مشترک خواندن ، تخصیص انتقادی ، و نوشتن است.