روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

2347 : از کفم رها شد قرار دل...

 

تاریخ فلسفه -از دکارت تا لایب نیتس - جلد چهارم ، نوشتهٔ چارلز کاپلستون ، ترجمهٔ غلامرضا اعوانی

 

ما با یک انتخاب ساده میان دو شق کاملا متعارض یعنی قول به عدم تداوم و قول به تداوم مواجه نیستیم. هر دو رکن را باید در نظر داشت. تغییر و نوآوری وجود دارد ، اما تغییر خلق از عدم نیست. 

 

من یه ذره زبان میخونم یه ذره کتاب. نمیدونم چرا اینقدر استرس دارم واسه جفتش. یعنی میدونی جوابای ارشد اومده همش خودمو میبینم که سال دیگه معلوم نی چی بشه براش. خیلی نگرانم جدا از اون زبانم هست. احتمالا مها اینجا باهام نمیاد! این ناراحتم میکنه. و احساس میکنم بلد نیستم کسیم نیست کمکم کنه. نمیدونم چیکار کنم تقریبا مطمئنم امتحانمو گند میزنم :( نمیدونم چرا همه اعتماد بنفسمو از دست دادم. بگذریم. 

یه اهنگ هست استاد لطفی خونده میگه از کفم رها شد قرار دل ... منو ول نمیکنه. با ریتمش تازه باید شنید نمیدونم چرا باهاش کیف میکنم هی دلم میخواد تکرار بشه. همین ملالی نیست جز استرس. استرسم نیستا یه چیز مزخرف. واقعا رو اعصابمع. من بلد نیستم از چیزایی که بلدم تو زبان استفاده کنم. :( نمیدونم درست میشه یا نه. ولی کاری جز تلاش کردن ندارم امشب تا صبح بیدار میمونم. البته الانم میخونم بعد یه استراحت کوچیک. 

 

نظرات  (۱)

" اما تغییر خلق از عدم نیست. " ...