روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

2301 : اتمام مقاله

خب بالاخره مقاله آئورارو تمومش کردم یه خورده با وسواس خوندمش واسه همین طولانی شد تازه فرداهم یه مرورش میکنم. شاید بخش هاییم ازش بذارم دوباره. و چون که راستش مقاله ی بنیامین رو که میخوندم یه چیزاییشو نفهمیدم بعد الان اینو خوندم برام باز شد مطلب با این که قبلا خونده بودمش. میخوام قبل از کتاب دربارهٔ عکاسی بنیامین کتاب لذت متن بارت رو بخونم با مقاله ای که مایکل پین نوشته. اینارم قبلا خوندم برای بار دوم میخونم چون انگار به هم میتونه ربط داشته باشه. همین فردا کلی کار دارم شاید نخوابم الان کتابو دست بگیرم اینارو باید بخونم زبانم هست که مطمئن نیستم از پسش بر بیام ولی مهم نیست چیکار کنم دیگه :/ فردا میشینم پنج تا درسو میخونم سوالم بلدم در بیارم یعنی گرامرا هم سخت نیست فقط میترسم بدون دیکشنری جمله نتونم بسازم خب مگه تعداد کلمه های من چقدره. غر زدن دیگه بسه. مها رو تخت من خوابش برده. دلم نمیاد بیدارش کنم اما خودم کجا بخوابم اونوقت. تازه صبحم باید زود پاشم چون وقت خیلی کمه. دلم میخواد اتاق روشن بارت رو دوباره بخونم. راستی باید اون یکی ترجمه هم بعد ها بخرم فکر کنم اگه اشتباه نکنم استادم گفته بود برای فهمیدن اتاق روشن هر دوتا ترجمه رو باید خوند. یعمی میشه یروز کتاب اصلی رو بخونم؟ با این وضع زبان کار کردن حتما میشه:/ اصلاح میکنم خودمو حالا میبینی. همین دیگه ساعت دو شد.