روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

2012 : کتاب جدید : اِس/ زِد

نوشتهٔ رولان بارت ، ترجمهٔ سپیده شکری پور، نشر افراز. که البته داستان سارازین بالزاک هم توش هست. 


مترجم ابتدای کتاب نوشته اصلی ترین هدف بارت در این کتاب آشکار کردن تمایز بین متن خواندنی و متن نوشتاری هست. متن خواندنی یعنی همسان شدن با انتظارات خواننده ، یعنی به وجود آوردن خواننده ای منفعل ،؛ حال آنکه متن نوشتاری انگاره های خواننده را با فاصله گرفتن از سنت های نهادینه به چالش می کشاند. بنابراین کانون توجه متن نوشتاری گشودن درهای متن به تأویل های متعدد از آن است؛ مفهومی که بعد ها بارت در لذت متن ان را کامل تر کرد. 

و غیره 

خب این کتاب هم معلوم شد راجع به چیه. تصمیم گرفتم تلاشمو کنم بهتر کتاب بخونم. کاش یروزی یاد بگیرم مثل آدمای بزرگ بتونم حرف بزنم از مطالبی که میخونم یا نقد کنم.