روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

200 : کوچکترین ستاره دریایی اقیانوس

من کوچکترین ستاره دریایی اقیانوس بوده ام!

در تاریکترین عمق نقطه ی درازگودال ماریانا،

خواب همانند زندانی خوف ناک در برم گرفته بود؛

جز آن نه مکان معنا داشت و نه زمان.

خواب با بیداری همطراز بود

جز سیاهی قیر گون آب ،هیچ چیز بر تنم سنگینی نمیکرد 

ناگهان ،در انتهای آرام ،

 آتشفشانی رخ داد ،

درون حلقه ی آتش افتادم.

اقیانوس،

نور را بر من پاشید

بسان نگاتیو ، برمورهای نقره ام نور خورد.

تصویری مخفی درونم شکل گرفت.

اقیانوس مرا پیدا کرد

آزاد شدم،

آگاه شدم.


من کوچکترین ستاره دریایی اقیانوس هستم!

هیچ چیز نمیدانم.

اقیانوس ، جریان آب را مدام و مدام سمتم روانه میکند

به حرکت وا میداردم

مانند کودکی نو پا ناتوانی مدام بر من چیره میشود

و راه را گم میکنم.

نادانی ،سقوطم را به همراه دارد

اقیانوس رهایم نکرده است

موجهارا به سویم میفرستد

دستهایم را میگیرد تا کم کم شناگر شوم

در برابر ضعف هایم صبر میکند

از او یاد میگیرم.

او حرکتم میدهد

جز آموزه های اقیانوس هیچ چیز نمیدانم ؛

 

من کوچکترین ستاره دریایی اقیانوس خواهم بود!

اما ،تصویر مخفی درونم کَم کَمَک ظاهر میشود

اقیانوس بر جانم نقش انداخته است

لایه لایه ی وجودم از نقره های سیاه پاک میشوند.

هویدا شدم.


هیچ  نیستم.

جز کوچکترین ستاره دریاییِ اقیانوس.

او منشأ آغاز حیاتم بود

و راه را نشانم داد

و من کوچکترین جزء دلبسته ی این عظمتم...

                                                                                                                  م.د.ر






درون آینه ی روبرو چه می بینی؟
تو ترجمان جهانی بگو چه می بینی؟
تویی برابر تو -چشم در برابر چشم-
در آن دو چشم پر از گفت و گو چه می بینی...

حسین منزوی

همایون شجریان

  • مائده