روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

188 : جولیا مارگارت کامرون / julia margaret cameron

این موضوع عکاسی جدید سببی شد که یه مروری رو عکاسا داشته باشم هر چند که هنوز خیلیا رو نمیشناسم اما خوبه مرور کردنشون . کامرون یکی از عکاسایی که دوسش دارم الان که عاشقشدم با عکسی که دیدم از ویرجینیا وولف گرفته :) از این آدم خوشم میاد .

کامرون از حدودای 50 سالگی تازه عکاسی رو شروع میکنه .عکاسی براش یه سرگرمی بوده و صرفا از روی علاقه دنبالش میکرده(عکاس آماتور بوده). چون  مرفه و پولدار بوده  و به اشخاص معروف زمانش دسترسی داشته ازشون عکس میگرفته . البته فقط سوژه ها و مدلهاش محدود به شخصیت های معروف نبودن از آدمهای معمولی، خدمتکارهاش یا خانوادش هم عکاسی میکرده و یجورایی براش فرقی نداشته فقط از یسری آدمهای خاص عکاسی کنه .عکسهاش حالتهای نقاشی های اساطیری یا داستانهای قدیمیو مذهبی رو دارن . البته اینا حرف من نیستو از سر کلاس استاد یاد گرفتم :)


نمونه ای از عکسهاش رومیتونین توی ادامه مطلب ببینین.


این هم تصویر خود هنرمند :)


نگاهی به عکسها / جان سارکوفسکی / ترجمه:  فرشید آذرنگ