روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

1823 : اتمام کتاب موسیقی مجلسی

دیرزمانی که عشق به سراغ ما آمد

یکی از ما خجول به گرگ و میش مشغول 

و دیگری وحشت زده در کنار او ایستاده بود ـ

چراکه عشق در آغاز یکسره بیم بود. 


ما دلدادگان بد روزگاری بودیم. آن عشق ناکام

کام بسیاری را شیرین کرد؛

اکنون خوش آمده بر ما سرانجام

از راه هایی بر آنها سلوک خواهیم کرد. 



دیگر بار !
بیا، وتمام توانت را به من واگذار!
از دورست ندایی آهسته در مغزی متورم می پیچد
آرامش بی رحمش ، سیه روزی تسلیمش، 
هراس اورا فرو میکاهد چون روحی مقدر،
ای عشق خاموش، شوربختی ام را‌پایان بخش!
کور کن مرا با کدورت حضورت، به من رحم کن
ای دشمن محبوب اراده ی من!
همچنان از من بگریز
ای زندگی ملال انگیز، مرا ژرف تر در خود فرو کن ، ذهن تهدید آمیز،
سرفراز از سرنگونی ام، با دلسوزی ، به یاد آر
مردی را که هست، مردی را که بود.


کتاب تموم شد و این دوتا از شعراهای جیمز جویس بود. خیلی وقت بود شعر نخونده بودم. به نظر انگلیسیش باحال تر بود از لحاظ قافیه مافیه اگه داشته باشن و وزن شعر اما معنیشم بد نبود. 

نظرات  (۱)

سلام بر بانوی وبلاگ
مائده خانم این همه فورس برای مطالعه کتاب دلیل خاصی داره؟
اشتباه برداشت نشه، مطالعه ازاد بسیار خویه و برای رشد و ارتقا فکر لازم، فکر من در مورد فورس هست فقط
پاسخ:
سلام
این همه کتاب خوندن من دلیلش اینه یک خیلی عقبم به اندازه کافی دیر شروع کردم دو کتابخوندن کار و تفریح مورد علاقمه سه هدفی که دارم هم وابسته بهش هست و میسر نمیشه اگر انجام ندم. هرکسی زندگیشو خودش میسازه تا جایی که دست خودم باشه انجام میدم.