روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1800 : بعد از نیمه شب

گفته بودم که یه پروژه ی جدید شروع کردم. توی شهر. امشب باز رفتم سراغ عکسا هر شب بیشتر از یه تعداد نمیتونم پاک کنم. دیگه از این به بعد که لپ تاپ دارم بلافاصله پاک میکنم. ولی چیزی که میخوام بگم اینه که پروژم کلا عوض شد. یعنی تصمیم گرفتم کلا با اون دوربینم عکاسیش نکنم. پس دوباره عکاسیش از سر گرفته میشه. منتها متفاوت و نمیدونم نتیجه چی بشه چون یه فکرایی براش داشتم و عکلی کردم ایده ها خوب بودن اما بدرد من نمیخورن حداقل الان توی این پروژه. این روزا که حالم خوب نیست باید برم عکاسی. یادم اوند استاد میگفت نمیشه عکاسی نری و شبیه اگلستون بشی. نمیشه اغا جان نمیشه عکاسی نکردو شبیه کسایی بشم که دوسشون دارم.  میگفت تو اوضاع بد اتفاقا عکاسی خوبه اینو امروز نوشتم. دلم تنگ شده برای همه اون روزا که انگار همه چیز خوب بود. ولی فعلا گیر کردم تو زمان حال. کاری نمیشه کرد. میخوام کتاب بخونم فعلا که بین تاریخ فلسفه و نامه های ونگوگ هی اینور اونور میشم این دوتا تموم شه من پشت دستمو داغ کنم اگه دوتا کتابو با هم بخونم دیگه.دلم میخواد شبا کار کنم. تا صبح بیدار بمونم. 

  • مائده

نظرات  (۷)

منم یه دوره ای به عکاسی علاقه داشتم، ولی چون دوربین خوب نداشتم و مهم تر از اون خونه نشین و خسته بودم ولش کردم. اینا بهترین عکسهایی هستن که تو عمرم گرفتم، از محوطه دانشگاه و ایستگاه راه آهن تو سال 92. با دوربین 2 مگاپیکسلی موبایل.

http://uupload.ir/files/g1lw_photo0140.jpg
http://uupload.ir/files/sbuq_photo0141.jpg
http://uupload.ir/files/qhwc_photo0146.jpg
http://uupload.ir/files/09w_photo0154.jpg
http://uupload.ir/files/5w45_photo0157.jpg
http://uupload.ir/files/xgvx_photo0167.jpg
http://uupload.ir/files/o2l0_photo0181.jpg
http://uupload.ir/files/6g97_photo0250.jpg
http://uupload.ir/files/r4kd_photo0261.jpg
http://uupload.ir/files/o2me_photo0263.jpg
http://uupload.ir/files/kh3p_photo0322.jpg
http://uupload.ir/files/8th_photo0325.jpg

البته عکسارو با فتوشاپ ویرایش کردما. کیفیت عکسای خام دوربین خیلی داغونه. مثلاً اینا:

http://uupload.ir/files/rw8t_photo0154.jpg
http://uupload.ir/files/mr6q_photo0157.jpg
http://uupload.ir/files/0e8l_photo0167.jpg

دانشگاهمون سرویس قطار اختصاصی داشت (هنوزم داره). هر روز با قطار میرفتیم و میومدیم. 6 سال از عمرم اینطوری گذشت و روزای جالبی بود، ولی دلم نمیخواد دیگه برگردم به اون موقعا.
پاسخ:
فکر کنم همه عکسارو دیدم اگه چیزی جا نمونده باشه. من خودم شخصا عکسای ادیت نشده رو یعنی کلا نه فقط اینجا بیشتر ترجیح میدم. اینا اگه مجموعه بودن بهتر بود فقط تک عکسن. اما بعضیاش واقعا خوب بودن. چه جالب سرویس قطار اختصاصی. مثل مترو.  چه خارجی بابا :دیشیش سال؟ مگه چی میخوندی . خب خوبه کاملا پشت سر گذاشتی منم دلم نمیخواد منهای یه کلاس که دوست داشتم گاهی باز تجربه اش کنم. ولی زمان میگذره به هر حال. خیلیم کیفیت ها داغون نیست. یه پروژه کار میکردم مخصوصا با کیفیت کم عکاسی میکردم خیلی به نظرم محسوس نیومد. 
البته ویرایش فقط در حد اصلاح نور و رنگ و اینا. چون لنز دوربین خیلی کوچیکه نور کافی وارد نمیشه، عکسا مات و بی رمق میشن. فقط تو یکی از عکسا دوتا جا رو دستی ویرایش کردم، یه کلاغ رو هوا داشت بال میزد، گند زده بود تو عکس. اونو کامل حذفش کردم. یه تیر چراغ برق هم کج بود، صافش کردم. تو اون سه تا عکس خام که گذاشتم، دومیه. میتونی کلاغه و تیر چراغ برق کج رو ببینی :-)))

عکسا اتفاقاً مجموعه هستن. تو هر مجموعه حدود 15 الی 20 تا عکسه، از هر کدوم خوباشو انتخاب کردم زیاد نشه. تو یکی از عکسا هم داشتن چمنای دانشگاه رو آب میدادن، یه شلنگ افتاده بود رو چمنا، اونم دستی برداشتمش. بین عکساس، فک نکنم بتونی تشخیص بدی کدومه :-))

ادبیات انگلیسی خوندم. کارشناسی و ارشد جفتشون همین رشته، تو همین دانشگاه.

https://en.wikipedia.org/wiki/Azarbaijan_Shahid_Madani_University
پاسخ:
آهان از اون نظر. چه جالب نمیدونستم مجموعه هستن یعنی معمولا کسایی که عکاس نیستن مجموعه کار نمیکنن. یا حداقل من اینجوری فکر میکردم. ادبیات من خیلی دوست دارم حالا فارسی یا انگلیسی به نظرم رشته خوبی. پس برا همین بهم برای فرانسه اون نرم افزار روزتا استون رو معرفی کردی و البته گفتی انگلیسیش خوب نیست اگه درست تو خاطرم باشه. 
درسته. انگلیسی رو قبل از اینکه برم دانشگاه تو همون 13-14 سالگی با موزیک و فیلم و کتاب یاد گرفتم. انگیزه اصلیم از یاد گرفتن زبان این بود که معنی ترانه های راک و متال رو بفهمم. منتهی چون خانوادم پول نداشتن بفرستنم کلاس زبان، خودم با کتاب و نرم افزار شروع کردم به یاد گرفتن و فیلم دیدن و موزیک گوش کردن، تا اینکه تو 17 سالگی قبل اینکه کنکور زبان بدم به انگلیسی مسلط بودم.

تو رشته ما 9 واحد باید زبان خارجی دوم پاس کنی. معمولاً یا فرانسوی میدن، یا آلمانی. ما هم فقط یه استاد خانوم داشتیم که فرانسوی تدریس میکرد، دیگه فرانسوی خوندیم و یه چیزایی یاد گرفتیم. مثلاً چیزی در سطح انگلیسی پیش دانشگاهی بهمون فرانسوی یاد داد.

اواسط کارشناسی صرفاً به عشق فهمیدن ترانه های Rammstein رفتم با روزتا استون آلمانی هم یاد گرفتم. از 5 سطح تا سطح سومش پیش رفتم، بعد دیگه کنکور ارشد و دغدغه کار پیدا کردن فرصت نذاشت ادامه بدم.

الانم درگیر کار و پول جمع کردنم که زودتر از این خراب شده فرار کنم.
پاسخ:
کاری که شما تو  ۱۳-۱۴ سالگی کردیو من الان دارم سعی میکنم انجام بدم تو ۲۵-۲۴ سالکی  اونم نمیدونم نتیجه بده یا نه امیدوارم که بده وگرنه فقط حس مزخرفی برام میمونه! جدا از پول مشکل حضور توی کلاسو یه جمع رو دارم که نمیتونم خیلی سختمه و این که اصلا اون روش آموزشیشم روم جواب نمیده چون خاطره بدی دارم یاد نمیگیرم. حسودیم شد بهت. استعدادشو داشتی. 

چقدر باحال تقریبا پس سه تا زبان بلدی. 
همه دورو وریام بیشتر از این خراب شده میخوان برن. پس کی میمونه؟ نمیدونم چی بشه با این وضعیت این خراب شده.
در واقع 6 تا :-))))))

خودم اهل تبریزم، زبان مادریم ترکی آذربایجانی هستش. ترکی استانبولی هم بلدم، به اضافه فارسی خودمون. عربی هم دست و پا شکسته بلدم، ولی اون دیگه حساب نیست :-)

منم هیچ وقت تو جمع راحت نبودم. کلاً از محیط کلاس و حضور تو جمع بدم میاد. برا همین سعی کردم همیشه همه کارامو تو تنهایی خودم انجام بدم. فک کنم علاقه کافی رو داری برا یاد گرفتن زبان. میتونی کتاب بگیری و فشرده و منظم خودت بخونی و جلو بری. دوست داشتی میتونم برای هر مهارت کتاب بهت معرفی کنم. بعد که خوب راه افتادی، بدون اینکه کلاس بری، مستقیم برو هر آزمون بین المللی که خواستی ثبت نام کن و با نمره عالی قبول شو، البته اگه به مدرکش نیاز داری، چون به نظرم هزینه اضافیه.

تا این حکومت سر جاشه ایران درست بشو نیست. از این مردم هم بخاری بلند نمیشه که پاشن کاری بکنن. پس همون بهتر که این مردم رو با حکومت اسلامی و ولایت فقیهشون تنها بذاریم و بریم فقط.
پاسخ:
واااوووو شش تا! 
من بهت افتخار میکنم :)))) :دی
پس کاملا میفهمی چی میگم. من جدیدا با این وجه از وجودم آشتا شدم که خودم انجام بدم. قبلا ها انگار تو دنیا سیر نمیکردم انگار تو هپروت بودم خیلی حرصم میگیره از دست خودم. اره خیلی خوب میشه اگه اذیت نمیشی کتاب بهم معرفی کنی. دوست دارم برم فرانسه پاریس اما اول باید ارشد بخونم اگه بخوام بورسیه بگیرم اگه بشه اوووه خیلی طولانی میشه فعلا اول راهم. 

موافقم ولی اونجوری هم مهاجرت سختی خودشو داره نه؟ یا من فقط خیلی میترسم ازش. گیر کردن بین ادمای فوق غریبه. 
مرسی، خیلی لطف داری :-))

مهاجرت بله، سخته، ولی اینجا موندن به مراتب سخت تره و هر روز سخت تر هم میشه. به نظرم اگه پول کافی داشته باشی و بخوای بری خیلی آسونه، مخصوصاً اگه مجرد باشی، چون خانواده واقعاً دست و پا گیره. بهتره تا مجردی به فکر مهاجرت باشی. من که شخصاً هیچ وقت نمیخوام ازدواج کنم :-))

دوران دبیرستان یه همکلاس داشتم، خودش تو آنکارا به دنیا اومده بود. پدرش اهل ترکیه، مادرش ایرانی. خیلی هم نابغه بود. فک کنم IQ در حد mensa داشت. اینطور که مثلاً معلم معادله سه مجهولی یا مسئله خیلی سخت از نسبت های مثلثاتی رو تخته مینوشت، تا ما بیایم تو دفتر صورت مسئله رو بنویسیم این تو ذهنش حل میکرد و جواب میداد، جوابش هم اکثر اوقات درست بود. اون دانشگاه شریف با رتبه تک رقمی قبول شد، منم با رتبه سه رقمی رفتم تو دانشگاه آذربایجان ادبیات انگلیسی خوندم. الان اون رفته فرانسه داره دکتری میخونه، دوس دختر و خونه و ماشین و کار داره، منم اینجا دارم دست و پا میزنم. اون خانوادش وضعش خوب بود، خودشم مغزش کار میکرد، رفت پاریس خوشبخت شد. ما هم باید زور بزنیم حداقل بیشتر از این اینجا بدبخت نشیم.

پس حالا که علاقه داری منابع رو بگم.

1) گرامر: برای گرامر این دوتا کتاب رو پیشنهاد میدم:

Communicate What You Mean
Advanced grammar in Use
Longman Dictionary of Common Errors

اولی مثل قسمت گرامر کتابای آموزشگاهیه، منتهی پیشرفته تر با انواع تمرین. ایرادش اینه که یخورده درهم برهم یاد میده. ولی میشه آدم خودش طبقه بندی کنه. اینو ترم اول کارشناسی خوندیم.

دومی رو خودم قبل دانشگاه خوندم. 100 عنوان درس گرامری داره + تمرین. قشنگ زمان ها، جملات شرطی، انواع ضمایر و صفات و حروف اضافه و هر چیزی که به گرامر مربوطه توش هست و خیلی خوب طبقه بندی شده.

سومی یه دیکشنری هست از اشتباهات رایج تو انگلیسی. فقط شامل گرامر نمیشه، Syntax و واژگان هم هست. یه چیزی فراتر از گرامر عادیه و تو هیچ آموزشگاهی این موارد رو آموزش نمیدن. هر روز کافیه 5 صفحه از این کتاب رو بخونی.

2) واژگان: برای واژگان احتمالاً خودت کتاب زیاد میشناسی، ولی بهترین هاش اینان:

504 Absolutely Essential Words
Essential Words for TOEFL
Essential Words for IELTS
1100 Words You Need to Know

اولی رو که حتماً میشناسی. 42 تا درسه، هر درس 12 تا لغت، برای هر لغت هم 3 تا جمله مثال. من یه نسخه از 504 داشتم که علاوه بر اون 504 تا واژه دوتا ضمیمه هم داشت. 250 واژه خیلی سخت + 125 واژه با املای دشوار. اگه همچین نسخه ای از کتاب پیدا کنی خیلی بهتره.

دومی و سومی که مشخصه، مخصوص تافل و آیلتسه. تافل از 504 و آیلتس هم از تافل سخت تره.

چهارمی که 1100 باشه از همشون سخت تره و از منابع کنکور ارشد زبان هم هست.

3) خواندن و درک مطلب: برای Reading تا بخوای کتاب هست. کتابای پیشنهادی من که صرفاً برای Reading هستن مجموعه کتابای Mosaic و Cover 2 Cover هست. دقت کن ما دو نوع Reading داریم. Extensive و Intensive. خواندن Intensive همین سبک کتابای درسی هستش. مثلاً در حد دو سه پاراگراف متن میدن بخونی، با این هدف که با یک سری لغات و نکات گرامری خاص آشنا بشی. این نوع خواندن مفیده ولی اصلاً کافی نیست. خواندن Extensive یا اصطلاخاً Joy Reading یا Reading for pleasure خواندنی هست که هدف خاصی نداشته باشه و صرفاً از روی علاقه باشه. مثل خوندن رمان و داستان کوتاه یا مقاله و روزنامه و مجله و ...

بعد مدتی که راه افتادی میتونی مثلاً همین تاریخ فلسفه ویل دورانت رو نسخه انگلیسیشو دانلود کنی بخونی. تو کتابفروشی انواع رمان های انگلیسی معروف هست، از خود اینترنت هم میشه کلی رمان و داستان کوتاه پیدا کرد و خوند.

یک گزینه مفید برای Extensive reading ویکی پدیای انگلیسی هست. دایره المعارف جامعی هست که میشه برای هر موضوعی رفت سراغش. در مورد هرچی سوال داشتی میتونی بری از ویکی پدیا در موردش به انگلیسی بخونی.

حالا ضرورت Extensive Reading چیه؟ اینه که واژگان و گرامری که یاد گرفتی رو مجبور میشی استفاده کنی و با کاربرد عملیشون آشنا میشی. مشکل خیلی از کسایی که زبان یاد نمیگیرن اینه که Extensive Reading ندارن و فقط لغات و گرامر رو حفظ میکنن. این دوتا اگه عملاً استفاده نشن زنگ میزنن و فراموش میشن.

4) نگارش: برای Writing هم دوتا کتاب میخوام معرفی کنم. یکی مقدماتی، یکی پیشرفته:

College Writing: From Paragraph to Essay
MLA Handbook for Writers of Research Papers

این دوتا تو کتابفروشی ها گیر نمیاد. خواستی بگو PDF هاشون رو آپلود کنم برات بفرستم.

اولی اصول اولیه نگارش هست. چطور پاراگراف رو شروع کنیم، چطوری تمومش کنیم، انواع پاراگراف، انواع سبک نگارش و در نهایت راهنمای نگارش مقاله.

دومی ولی برای نگارش متون حرفه ای مثل مقالات آکادمیک و پایان نامه ارشد و دکتری هست. دو استاندارد عمده برای نگارش آکادمیک داریم. APA برای علوم مهندسی و پرشکی و روان شناسی و ...، MLA هم برای علوم انسانی مثل ادبیات و فلسفه و ... . تقریباً شبیه همن، فقط یکم سیستم رفرنس دهی و ایناشون فرق داره. MLA رو یاد بگیری APA رو هم تو کمتر از یک هفته میتونی بعداً یاد بگیری.

نگارش هم مثل Reading از مهارت های کاربردیه. سعی کن یخورده که راه افتادی تا میتونی بنویسی. یادداشت های روزمره، خاطرات، یادداشت هایی که حین مطالعه برمیداری و ... . موقع نوشتن مجبوری باز از لغاتی که یاد گرفتی عملاً استفاده کنی و سعی کنی از نظر گرامری جملاتت درست باشن. پس خود به خود مجبور میشی خودت رو ارتقا بدی.

5) شنیدن: برای Listening هم منابع زیاده. میتونی مثل من بزنی تو کار فیلم و سریال و موزیک. بشین تا میتونی فیلم و سریال با زیرنویس انگلیسی ببین. چیزی که میشنوی رو همزمان میخونی و این خیلی کمک میکنه. یکبار که با زیرنویس دیدی، بار دوم زیرنویس رو خاموش کن و سعی کن جملات رو transcribe کنی. یعنی هرچی میشنوی رو دقیقاً روی کاغذ بنویسی. این خیلی کمک میکنه. یه مدتی این کارو تکرار کنی کم کم گوشت به کلمات و جملات عادت میکنه و بعدش حتی به زیرنویس هم احتیاج نداری. این روش باعث میشه توی Speaking هم پیشرفت کنی، چون بیشتر با کاربرد کلمات آشنا میشی و آسون تر میتونی از خودت جمله بگی. میتونی متن ترانه های مورد علاقتو از اینترنت در بیاری، بخونی، معنی کنی و حفظ کنی. اینم تاثیرش عالیه.

6) مکالمه: آخرین مهارت که سخت تر از بقیه اس و معمولاً همه میخوان پنج تای قبلی رو یاد نگرفته درجا یاد بگیرن Speaking هستش :-))

برای این مهارت کتاب نمیشه توصیه کرد. برای این یک مورد لازمه بری کلاسای مکالمه. ما تو دانشگاه 8 واحد گفت و شنود داشتیم. اینطور که مثلاً استاد میومد یه موضوع بحث برانگیز مطرح میکرد، مثل سقط جنین، اختلاف فرهنگی، مخرب یا مفید بودن تکنولوژی و از این چیزا مطرح میکرد و هرکی نظر شخصیشو میگفت و همه با هم بحث میکردیم. هرکی بیشتر تو بحث شرکت میکرد و میتونست منظورش رو بهتر برسونه و جملات بهتری استفاده کنه به همون نسبت نمره بهتری میگرفت. اوایل دو سه جلسه طول میکشه یخ آدم باز بشه، ولی بعدش راحت صحبت میکنی. حتماً هم لازم نیست جملاتت صد در صد درست باشن. به مرور که پیش میری و همزمان روی پنج مهارت دیگه هم کار میکنی ایراداتت برطرف میشه. خجالت هم نباید بکشی. بقیه هم مثل تو هیچی بلد نیستن و اومدن که یاد بگیرن.

یه چند ماهی بری کلاس به نظرم کافیه. یه نکته هم اینکه بهتره همون اول یه لهجه برای خودت انتخاب کنی و همیشه همونو ادامه بدی. من خودم با بریتیش حال نمیکردم از اول، ولی عاشق آمریکایی بودم. حالا یه عده هستن فک میکنن بریتیش کلاسش بیشتره و این حرفا، ولی لهحه اصلاً مهم نیست چی باشه، مهم اینه هر کدوم رو انتخاب کردی توش عالی باشی و با native مو نزنی :-))

منابع رو که تهیه کردی میتونی بر اساس توانت برنامه ریزی و کار کنی. مثلاً من اون زمان که تصمیم گرفتم زبان یاد بگیرم 504 رو تو یک هفته تموم کردم، یعنی هر روز 6 درس یا 72 لغت. روزانه 5 درس از Advanced Grammar in Use که توی 20 روز تموم شد. باقی روز رو هم میرفتم سراغ فیلم و موزیک، یا تو اینترنت چیز میز میخوندم. یه چندتا کتاب هم برای Reading داشتم، اونارم خوندم تموم کردم.

خلاصه اینکه علاقه و انگیزه داشته باشی کلاس رفتن و هزینه کردن نمیخواد. تو دوران ما امکانات انقدر زیاده که میشه همه چی رو تنهایی یاد گرفت. فقط عشق و اراده میخواد. چیزی هم لازم داشتی خوشحال میشم کمک کنم.
پاسخ:
واااای مرسی چقدر به خاطرم وقت گذاشتی نوشتی شرمنده ام کردی واقعا ممنونم. 
من مجردم خداروشکر ولی تنها پاشدن رفتنم ترسناک حالا ببینم چی پیش میاد. منم خوشم نمیاد.
الان اینارو دو نه به دونشو خوندم ولی باید بنویسم گمش نکنم. پس اینارو انجام بدم زبانم خوب میشه نمیدونی چقدر گیر داشتم که چرا اینقدر من طول میکشه یاد بگیرمو همش درجا میزنم. البته فکر نکنم به اندازه تو باهوش باشم باید کتابارو خورد خورد بخرم. اون دوتاییم که برای دانلود سرچ کنم پیدا میکنم؟ تا ۳۰ سالگی اگه زبانم خوب بشه ها به جونت دعا میکنم :)))) کتاب ۵۰۴ رو دارم منتها وای یه هفته ای یعنی همشو حفظ شدی؟ یا فقط خوندی :/ من عمرا بتونم رو پنج سال حساب کردم اما فکر کنم باید جدی تر ببشم واقعا ممنونم نمیدونی چقدر کمکم کردی. 

اینو یادم رفت بگم منم به بدشانسی توام شایدم بدتر. از همون اول با کلی تازه نقص که روزبروزم بهش اضافه میشه. فکر کنم در مقایسه با من خوش شانس محسوب بشی. از اینجا میری. منم هیچ پشتوانه ای ندارم. 
خواهش میکنم. ارزش وقت گذاشتن داری واقعاً.

من میگم خودت بخوای تو یک سال میتونی مسلط بشی. مطمئنم میتونی، چون آدمی هستی که کلی فلسفه میخونی و ذهنت کشش مفاهیم انتزاعی رو داره. مطمئنم زبان رو هم بخوای میتونی سریع یاد بگیری، چون هرچقدر هم پیچیده و سخت باشه در مقابل فلسفه هیچی نیست. روی کاغذ برنامه روزانه برای خودت بنویس، که روزی چقدر از هر کتاب قراره بخونی. بعد طبق همون برنامه پیش برو و تا برنامه روزانتو تموم نکردی ول نکن. بر حسب توانت میزان سنگینی برنامه رو تنظیم کن، ولی برنامه رو که نوشتی دیگه باید تحت هر شرایط بهش عمل کنی.

خودم برای یاد گرفتن واژگان یه روش شخصی داشتم. مثلاً 504 رو میذاشتم جلوم. اول 12 تا لغت رو میخوندم. از بین اینا چندتاشو از قبل بلد بودم، فقط مثال هاشو میخوندم. لغت های جدید رو هم با مثال میخوندم، بعد سعی میکردم خودم رو کاغذ باهاشون 2-3 تا جمله درست کنم. 72 تا لغت روزانه که تموم میشد یه دور همشو رو یه کاغذ مینوشتم و کتاب رو میبستم. اونایی که صددرصد بلد بودم رو بغلش تیک میزدم، باقی رو منتقل میکردم تو یه برگ کاغذ دیگه. مثلاً از 72 تا 25 تاش که یادم رفته بود رو مینوشتم.

کتاب که تموم شد هفت تا کاغذ داشتم، رو هر کدوم 20-30 تا لغت که قبلاً با مثال خوندم. یک دور همه اینارو دوره میکردم، اونایی که کامل یادم مونده بود رو حذف میکردم، اونایی که فراموش میکردم منتقل میکردم یه کاغذ دیگه. دو روز این کار رو ادامه دادم، آخرش یه تیکه کاغذ داشتم با 4-5 تا کلمه که اونارم برای همیشه یاد گرفتم و 504 تموم شد رفت.

سه تا کتاب دیگه رو هم همینطور خوندم. بعد مثلاً تو جملاتی که به عنوان مثال آورده بعضاً کلمات جدید میدیدم که معنی شون رو نمیدونستم. اونارم تو کاغذ جدا برا خودم مینوشتم، بعد معنیشو از دیکشنری چک میکردم و با همون سیستم حذفی یاد میگرفتم. سعی کن عادت کنی دیکشنری انگلیسی به انگلیسی استفاده کنی. Oxford Advanced Learner's Dictionary خوبه. نسخه چاپی بیرون هست، نرم افزارش رو هم میتونی برای ویندوز یا اندروید دانلود کنی. نسخه ویندوزی اینجا هستش:

https://soft98.ir/software/dictionary/3559-oxford-advanced-learners-dictionary.html

اون دوتا کتاب رو هم آپلود کردم، میتونی از اینجا دانلودشون کنی:

yon.ir/CpZVG
yon.ir/biuQK

یکم که پیشرفت کردی میتونی کتاب برای Idiom و Phrasal Verbs و Collocation هم بخری بخونی. تو کتاب فروشا بگردی این نوع کتابا زیاده. اصطلاحات عامیانه و ضرب المثل و افعال ترکیبی و عبارات مرتبط به هم رو هم اینطوری یاد میگیری و کم کم میرسی به سطح native :-))

من که نه تنها برا مهاجرت، کلاً رو هیچی نمیتونم روی خانوادم حساب کنم. وقتی برا کنکور میخوندم بهم گفتن یا سعی کن روزانه قبول شی، یا بخوای شبانه یا آزاد و ... بخونی ما پول نداریم بدیم. منم نشستم زور زدم جفتشون رو روزانه قبول شدم. الانم بخوام از اینجا برم باید قبلش کار کنم پول جمع کنم. من برم خارج دیگه دنبال ادامه تحصیل نمیرم. فقط میرم یه خونه کوچیک برا خودم میگیرم، یه کار هم پیدا میکنم، باقی روز رو هم میشینم ساز میزنم، کتاب میخونم، فیلم میبینم :-))
پاسخ:
ممنونم. لطف داری :)))
من اصلا اعتماد بنفس تو زبان ندارم اصلا نمیدونم چقدر توانایی دارم چون هیچوقت یادنگرفتم چجوری باید بخونمش یعنی خاطره بدم ازش دارم.  شاید به خاطر همین پنج سال حساب کردم اما تو میگی یک سال من روش حساب باز میکنم و فقط سعیمو میکنم وقت بزارم براش. به نظرم ارزششو داره واقعا دلم میخواد هم انگلیسی هم فرانسوی جفتشو واقعا دوست دارم از انگلیسی هرچی بلدم از همین فیلمو سریال بوده چون هرچی کتاب گرفتم ناقص خوندم ولش کردم که البته دیگه تکرار نمیشه:دی
حتما روشتو امتحان میکنم. شاید واقعا یعنی شاید که نه خیلی وسواس به خرج میدم خوندنم درست نیست. 
ممنونم برای آپلود با لپ تاپ که وصل شدم دانلود میکنم. 
خب من فکر کنم تنها راه رفتنم همین باشه.  
خوبه تجسم یه جای جدید با خودتو خودتو چیزایی که دوست داری جذاب. 
امیدوارم این دفعه عالی پیش بری. بازم اگه کمکی چیزی لازم داشتی هستم :-)
پاسخ:
منم امیدوارم. ممنونم