روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1798 : هیچی

نمیتونم کار کنم من کم اوردم دلم میخواد زار زار گریه کنم. گریه کنم که گیر کردم که کم اوردم. هر راهی میرم نمیشه. احساس میکنم از این موقعیت هیچوقت بیرون نمیام. من هیچی نمیشم هیچ کدوم از کارام به انجام نمیرسه. من یه بدبختم که گیر کردم. حتی نمیتونم حرفامو بنویسم. دارم میترکم. از حرف از بغض از درد. از این احساس. اینا فقط یسری کلمه است حتی تو هم نمیفهمی. نمیفهمی چیو دارم میگم که چجوری. هیچکس نمیفهمه نمیخوام جا بزنم اما خسته ام من یه بدبختم. یه بیچاره که گیر کرده. هیچ راهیم نداره. هیچی نیست بهش امید بده. دلم میخواد بمیرم. کاش میشد بمیرم. 

  • مائده

نظرات  (۱)

نگران نباش. بالاخره دیر یا زود میمیری.