روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1755 : آرزوی خاک شده

مقالهٔ سیاست فضای طبیعی رو خوندم چقدر دوسش دارم چقدر دلم میخواست میدیدمش. فکر‌کنم آرزوی لابراتوار شخصی داشتنو به گور ببرم :/ اینقدر امیدوارم به زندگیم! هوف. اما اینا حاضیه است شاید برای دلخوشی میگم اصل قضیه چیز دیگه ای. با همین چیزایی که دارم باید بسازم و سعی کنمو جا نزنم. وامیدوار باشم که میتونم از پسش بربیام لذت ببرم از کاری که میکنم. خلاصه که همین. خوشحالم مقاله رو خوندم یه چیزایی یاداوری شد. یه پیاده روی حسابیم رفتم.  دلم میخواد عکسامو ببینم شاید یه فیلم ببینم و بعدشم خواب.تا فردابهتر از امروز کار کنم. 

  • مائده

سیاست فضای طبیعی