روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1704 گزیده مختصر نقل قول ها

ادای احترام به والتر بنیامین. 


خود کتاب تموم شد دو بخش مونده بود که یکیش این نقل قول ها هست راجع به عکاسی و یکیشم نوشته جان برجر. دلم نمیخواد تموم بشه کتابم.

کتاب دربارهٔ عکاسی نوشتهٔ سوزان سونتاگ، ترجمهٔ نگین شیدوش و فرشید آذرنگ ، نشر حرفه نویسنده


+ همیشه دوست دارم چنین یادبودی از همهٔ عزیزانم در این جهان داشته باشم. چیزی که برایم ارزش دارد ، تنها شباهت صرف نیست، بلکه حس نزدیکی ای است که در این ها وجود دارد ... این واقعیت که شبح خود آن آدم برای همیشع در آنجا ثابت شده ! به گمانم قداست عکس های پرتره در همین است. به نظرم اصلا شرم آور نیست اگر بگویم که من چنین یادبودی از کسی که عاشقش بوده ام را، به بهترین شاهکار های هنری که تا حالا خلق شده اند ترجیح میدهم، با آن که برادرانم به شدت با آن مخالف اند. « الیزابت برت»


+ عکاسی شما برای آن کسی که واقعا میبیند ، گزارشی از زندگی خود شما است. شما شاید تحت شیوهٔ دیگران قرار بگیرید، حتی ممکن است برای پیدا کردن راهتان از آنها استفاده هم بکنید، اما در نهایت باید از بند آنها رها شوید. این همان معنای حرف نیچه است که گفت: “ شوپنهاور را خواندم، حالا باید از دستش خلاص شوم.” او میدانست که اگر بگذاریم شیوهٔ دیگران بین ما و دید شخصی مان حائل شود ، خصوصا دیگرانی که تجربه های عمیق و پر قدرت دارند ، آن شیوه می تواند چقدر موذیانه نفوذ کند .«پاول استرند»


+ تجربه و درک زیبایی در چیزی ، قطعا تجربهٔ اشتباه آن چیز است. «نیچه» 

بعنی عکاسی تجربه واقعیت نیست. دیدنش یع تجربه جدا از واقعیت. اگه تجربه دیدن عکس رو با تجربه خود واقعیت برابر بدونیم تجربه اشتباهی ازش کردیم.  نه؟؟


+ عکاس خلاق کسی است کا محتویات انسانی اشیا را بیرون میکشد و به جهان غیر انسانی پیرامونش انسانیت میبخشد .« کلارنس جان لفلین » 


+ عکاسی نوعی سیستم تدوین و ویرایش بصری است. در اصل یعنی بخشی از مخروط بینایی هرکس در قالب یک کادر ، مبتنی بر حضور ما در زمان و مکان مناسب . مثل شطرنج یا نویسندگی ، باید از بین گزینه های ممکن یکی را انتخاب کرد . ولی بر خلاف آنها ، تعداد این گزینه اا در عکاسی بی نهایت است  . « جان سارکوفسکی »