روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1701 : انجیل های عکاسی


مورچه ای میخونم و تو خونم. این چند روزم که تعطیل. بدم نیست برای امروز درسته سرعتم یواش بود اما خوندم اینجوری نبود هیچکاری نکنم. و این فصل هم تموم شد. بد نخوندم این بار کتابو. تا آخر هفته تمومش میکنم.


+ عکس گرفتن هم تکنیکی نا محدود برای تصرف جهان عینی است و هم بیان کاملا خود محورانه نفس فردی. عکس ها واقعیتی را به تصویر میکشند که از قبل وجود دارد، هرچند فقط دوربین میتوانذ از آن پرده بردارد. عکس ها روحیهٔ فردی را به تصویر میکشند که باحذف بخش هایی از واقعیت به وسیلهٔ دوربین ، خودش را کشف میکند. برای موهوی نادی ، نبوغ عکاسی در توانایی آن برای نمایش یک پرتره عینی است : “هر فرد باید طوری عکاسی شود که گرفتار نیت ذهنی عکاس نشود.”

حرف موهوی نادی دقیقا میشه عکس کاری که اربوس کرد.

چقد من باهوشم:/ 



+ عکس باید تنها شامل یک چیز باشد ، انسانیت آن لحظه.


+ عکاسی نمونهٔ یک رابطهٔ ذاتا مبهم میان خود و جهان است ـ تلقی عکاسی از ایدئولوژی واقع گرایی در بعضی موارد به تواضع شخص در برابر جهان می انجامد و گاهی اوقات هم به رابطه ای تهاجمی با جهان و ستایش خود منجر میشود. هر بار یکی از دو طرف این رابطه مجددا کشف میشود و مورد حمایت قرار میگیرد. 



+ هر نوع تلاشی برای محدود کردن عکاسی به سوژه ها یا تکنیک های معین هرچند هم در مقطعی ثمر بخش باشد ، محکوم است که به چالش کشیده شود یا از بین برود. زیرا طبیعت عکاسی ،همین دیدن بی قید و بند است ، که در دستانی توانمند، تبدیل به رسانه ای مطمئن و بدون خطا برای آفرینش میشود.



+ عکاسی برای این که بتواند مشروعیتی به عنوان هنر به دست آورد ، باید مفهوم عکاس در مقام مؤلف را رواج دهد ، به شکلی که تمام عکس های یک عکاس‌یک مجموعه واحد را تشکیل دهند. 


+ عکس های جدید با تاسی به قانون ذائقه ای که تی اس الیوت مطرح کرد ، که در آن هر اثر جدید مهمی ضرورتا دریافت مارا نسبت به میراث گذشته تغییر می دهد ، شیوه ی نگاه کردن ما به عکس های گذشته را دگرگون کرده اند. 


+ تمام هنر ها سودای عکاسی را در سر دارند.