روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1699 : انجیل های عکاسی


کتاب دربارهٔ عکاسی نوشتهٔ سوزان سونتاگ، ترجمهٔ نگین شیدوش و فرشید آذرنگ ، نشر حرفه نویسنده


+ عکس گرفتن به دو شکل کاملا متفاوت تفسیر شده است: یا به عنوان شناخت و کنش عقلانی دقیق و روشن ،یا به عنوان مواجهه ای شهودی و پیشا عقلی. 


+ نسل قدیمی تر عکاسان این قرن ، عکاسی را توجهی قهرمانانه ، طریقی ریاضت کشانه و نوعی پذیرش عرفانی جهان قلمداد می کردند که لازمه اش آن است که عکاس از درون ابر بی خبری و نادانی عبور کند. طبق گفتهٔ ماینور وایت ،”ذهن عکاس به هنگام خلق ، هنگامی که در جستجوی تصاویر است، تهی است...عکاس خودش را به هر چیزی که میبیند فرا می فکند ، و با همه چیز احساس این همانی میکند تا آن را بشناسد و بهتر احساسش کند.” 


+ سونتاگ در ادامه میگه حتی زمانی که حرفه ای های جاه طلب به فکر کردن بی احترامی میکنند ـ و میبینیم که سوظن به عقل درونمایهٔ همیشگی دفاعیات عکاسانه است ـ معمولا میخواهند وابت کنند این دیدن سهل و آسان چقدر به باریک بینی و دقت نیاز دارد.

سونتاگ اشتباه فهمیده منظورشون شاید فکر نکردن نیست که فکر نکنی مطلقا .یه عکاس واقعی مخالف فکر کردن نیست مدام در حال کار کردن فکر کردن تحلیل کردن خودش موقع عکاسی نتیجه شو میبینه انگار ببه جواب برسه کسی به فکر بی احترامی نمیکنه. و این خیلی مسخره است احتمالا فقط باید عکاس باشی تا بفهمی که اگه قرار باشه جدا از اون فکرای قبل و بعد موقع گرفتن عکس نه این که ایده نگیری در لحظه ها خیلی وقتا پیش میاد اما مثلا بشینی هر دونه عکسو با فکر پیش ببری همه چی از دستت میره اصلا ارزش عکاسی زیر سوال میره خیلی چیزاش شایدم این توضیحی بود برا این  که چیزای دیگه رو بگه چیزایی که مثل همیشه درستن و اونور قضیه هستن.


+ برای گرفتن یک عکس خوب لازم است آن را از قبل دیده باشیم . یعنی تصویر باید در لحظه نور خوردن فیلم یا قبل از آن در ذهن عکاس نقش بسته باشد . (پیش تجسم)


+ بسیاری از شاهکار های عکاسی توسط عکاسانی به وجود آمده اند که هیچ قصد و نیت خاص یا از پیش تعیین شده ای نداشته اند. 


+ برای عکاسی ، رقابت با نقاشی مستلزم طرح مسئله اصالت هم یعنی حساسیت منحصر به فرد و پر قدرت او. هری کالاهان مینویسد :”جذابیت در عکس هایی است که چیزی را در قالب جدید ارائه میکنند. “ آن هم نه فقط محض متفاوت بودت، بلکه به این دلیل که هرکس با دیگری فرق دارد و هرکس خودش را بیان میکند” در نظر انسل ادمز “یک عکس قدرتمند باید به عمیق ترین شکل بیان تمام و کمال احساسی باشد که آدم در مورد موضوع عکاسی شده دارد.  به زبان دیگر یعنی بیان صادق و حقیقی چیزی که فرد در مورد زندگی در کلیتش احساس میکند.  


+ تعهد عکاسی به واقع گرایی ، می تواند با هر سبک و با هر رویکردی به موضوع سازگار شود.


+ واقع گرایی عکاسانه هم چون بی اعتمادی نقاشی به شبیه سازی صرف ، که بیش از یک قرن از طرح آن میگذرد، امروز نه به عنوان چیزی کهواقعا وجود دارد بلکه به عنوان چیزی که من واقعا دریافت میکنم تعریف میشود.