روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1676 : جمعه ای که غروبش قراره دلبر شه

از اونجایی که صبح دارم سعی میکنم ولی انگار اصلا نمیشه به طرز وحشتناکی نمیدونم چجوری ساعت شده چهار و اعصاب خورد از این که چرا ادم نمیشم و از قضا فاطمه فهمید حالم خوش نست و تیری در تاریکی پرتاب کرد که بریم بیرون و من که دلم تنگ شده بود براش به خصوص که تولدشم بود از خدا خواسته با دیدن این وضعیت گفتم بریم و تیرت به هدف خورد و اون باور نمیکردو هول شده بود که کی و کجا حالا قرار شد شیش بیاد دنبالم. بهش گفتم حالم خوب نیست و پولم ندارم طبق معمول مانتوهامم همشون نشسته ان گفت مهم نی یه کدومشو بپوش که خب چون قرار افتاد ساعت شیش سریع یکیشو شستم. دوست صمیمی دقیقا یکی از ویژگیهاش اینه میتونی کنارش بو گند بدی :/ البته اگه اجبار بودا نه حتلا همیشه بدبختو :دی اما من حموم رفتم ترگل و ورگل میرم سر قرار چقدر دلم تنگ شده براش همنوز از هیچی براش تعریف نکردم ببینمش بهش بگم چه مرگم اونم یه دونه از اون بدرکاشو بهم بگه من بیخیال شم. کاش زودتر ساعت شیش بشه. 

  • مائده