روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1648 : عکاسی پروژه جدید

اغا اینو یادم رفت بگم دیروز بود صبح رفتیم بیرون. یعنی مامان بابام میخواستن برن سر خاک گذشتگان گرامی منم گفتم میام یعنی مهام اومد فقط به خاطر مسیر سرنشین بودن اتوبانو این داستانها. بعد دوربینمم بردم چون قبلش فرصتی پیش اومده بود به یسری چیزا فکر کنم همینجوری میخواستم ببینم میتونم ایا یا نه اصلا اصلا زیاد عکس نگرفتم ولی چند تاش خیلی خوب بود از نظر خودم و اندازه خودم حالا چرا به چشم اومد و خوشم اومد چون که من اصلا عکاسی شهری زیاد نکردم. به دلایلی که الان فکر میکنم وقتش دیگه کنارشون بزارم و ردشون کنم و انجامش بدم هرچند اثرش هست به هر حال فکر نکنم معلوم نشه نمیدونم راستش بقیه باید بگن. نه که هیچوقت انجام نداده باشما چرا بوده ولی اونجوری که اون عکاسیام بوده نبوده. منظورم توی روزه چون عیدم یجورایی عکاسی شهری میشه و شاید چیزی جایی که شلوغ باشه شایدم دارم چرت میگم. به هر حال با این که کمه اما دلم گرم شد. کاش میشد بزارم و نشون زدم اما نه میتونم و نه نیتشو دارم. فکر میکنم بهتره ابدا دیده نشه اینجا فضای مجازی نه که قرار باشه جای دیگه دیده بشه شایدم نظرم عوض بشه اما خب ادم نمیدونه چی بشه فکر میکنم الان این درست. هنوز اصلا حتی شکلم نگرفته مجموعه هم نیست مثل دفعات اولیه که عکاسی میکردیم و بعد انتخاب میشد روش کا میکردیم. خودمم نمیدونم چی میشه و چقدر سخت به نظر میاد ام. من دوست دارم. این سختی هیجان گنگ بودن ماجراجویی فکر کردن و...

  • مائده