روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1630 : دیدن عکسام

خونه موندم. اتاق همون دلبری که باید باشه. خودممو خودم و این چه لذتی داره با یه ذره تلخی البته. دارم عکسامو میبینم یه بازبینی فعلا تا مدتی بعد دوباره بتونم تشخیص بدم و پاک کنم خب اینجوری حذف کردن من. طول میکشه. دلم میخواد عکاسی برم عکاسی کنم. فعلا نمیدونم کدوم پروژه. ولی خب باید عکسایی که دارمو بریزم بیرون و ببینم فقط چاپ شده ها هست فقط میدونم باید عکاسی کنم فقط میدونم میتونیم هکاسی کنم یا خداقل فکر میکنم شایدم دلم میخواد نمیدونم  نمیدونم چجوری باید بگم دارم دیوونه میشم. دقیقا دارم دیوونه میشم. توی خوندن کتاب کندم. سعی میکنم اگه تو اون ضعف دارم الان روی چیزای دیگه که مهمن تمرکز کنم که زمانو الکی از دست ندم. تاچه پیش آید. بعضیاش واقع به چشم میان و به نظر خودم فوق العاده ان کاش میتونستم نشونتون بدم اما حیف. درسته که از دستم در میره عکس میگیرم میذارم اما دیگه قصد ندارم این کارو کنم یعنی تا جایی که به خفگی نرسم از حرف. هووف


البته ایرادم خیلی به نظرم میاد. اما الان  زیاد فکر نمیکنم بهشون 



  • مائده