روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1623 : کتاب جدید : خوشی ها و روزها

خب اینم کتاب جدید. نوشتهٔ مارسل پروست، ترجمهٔ مهدی سحابی ، نشر مرکز.  هرچند تا قبلش میخواستم اول کتاب پروست چگونه زندگی شمارا دگرگون میکند یه همچین چیزی رو بخونم از آلن دو باتن اما این بار خب دوست داشتم با این شروع کنم میلم بهش میکشید :)))))). 

دیشب خواب سنگینی کردم که نگو و نپرس. یعنی مدت ها بود اینجوری نخوابیده بودم حتی صبح خواب موندم هرچند هشت کتابخونه رسیدم ولی از هفت باز میشد. زبان خوندم یه ذره . برم کتابمو بخونم تا نه نیم ده شب. شاید تمومش کنم. این چرخ لعنتی دیگه باید راه بیفته.

خودمونیم اما اقای مهدی سحابی چه کرده. چقدر اثر ترجمه کرده.

خب حالا بگین فرانسوی دوست نداشته باش اقا این همه نویسنده خفن داره اگه تا ۵۰ سالگی عمر کنم و رو فرانسه ام جدی کار کنم اخ چه مزه ای داره اصل آثارو خوندن چه مزه ای ...


از پروست کتابی نخوندم تا حالا هرچند تعریف کتاب در جستجوی زمان از دست رفته رو شنیدم خیلی ولی ازش در مورد کارش خوندم مثلا تو کتاب عیش مدام که میگفت تحت تاثیر بالزاک بوده و غیره الان دسترسی ندارم مطمئن بگم چی بود. اما میدونم بود. همین.