روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1602 : Je me souviens...

بی خوابی سراغم اومده این دیگه اخریشه هرجور شده باید بخوابم. فردا کتاب جدید. کتابخونه. خونه موندن فقط تنبلم میکنه.


الکی مثلا من فرانسویم فول :دی 

واقعا نمیدونم چرا الان افتادم رو مودش علاقه مند شدم:/ عجیب اینجاست که هم انگلیسی هم فرانصوی رو از صفر شروع کردم چه بست که انگلیسیو خب یه خوده ناقص بلد بودم اما همین صفر فرانسوی تو مخم میمونه اما انگلیسی نه. الان به من بگین همون مکالمه ساده سلام چطوری امروز روز خوبی بعدا میبینمت از این داستانا فرانسوی بگو میتونم بگم حتی اگه یه خورده مکث کنم اما انگلیسی نه :/ با این که بلدم. :/ خدا شفام بده.


بیخیال این اهنگ لارا فابیان

من به یاد می آورم...


Je me souviens

J’aime tes poèmes, ton coeur, ta liberté

Tu es la seule terre où

Mon âme s’est posée



  • مائده