روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1584 : پیش گفتار


خب الان که دارم کتابو میخونم چیزایی که ویراستارا گوشزد کردن در واقع یا گفتن چرا همچین حرفی زده دوباره بهشون برخورد میکنم پس جای این که یه دونه جدا اونو بنویسم اونا با این مرور میکنمو مینویسم.


کتاب اکسه اومو یا همون اینک ان انسان یا عامیانه تر «اینه هاش» یا این همم ان ادمه که در اخر اینک آن انسان - آدمی چگونه همان میشود که هست. 

نیچه د‌مورد خودش میگه. توی روز تولدش این کتابو رسما شروع میکنه به عنوان هدیه ای برای خودش که از قضا به نظرش خیلی هم انگار براش اومد داشتو کتاب خوبی شد. قرارم نبود که اخرین کتابش بشه. اما اواخرش وضعیت تعادل روانیش بهم ریخت ولی کتاب تموم شده بود.

نیچه رو معاصرینش هیچوقت انگر ندیدن حکایت تقریبا بیشتر ادمهای بزرگ که جدیشون نمیگرفتن نیچه اینو میدونست. و اول کتابشم میگه میخوام بریت رو با سخت ترین چالش‌ی که در برابر خودشون داشتن روبرو کنم. و این که مجبوره بگه که من کیستم؟


نیچه اصلا دنبال این نیست بگه که به قول خودش یه غول فضیلت یا بخواد مثل پیامبرا دینی بیاره یا بقیه رو ملزم کنه به انجام یسری قواعد اصول اخلاق برعکس کاملا مخالف دنبال اینه همه این چیزارو از بین ببره و این بت هارو بشکنه. میونه خوبی با اخلاق و ایده‌ئال ها نداره. سارا کوفمن نوشته بود :« و با این جنگ بی نظیر هر آنچه پیش تر بزرگ به شمار میآمد دوران نوینی اغاز میشود که در تقابل با واپسین انسان چنین گفت زرتشت نیچه ان را عصر فرا انسان مینامد.تبدیل سرشت همه ی ارزش ها اقدامی برای دوباره به دست گرفتن سرنوشت بشر.» نیچه اینو میدونه خودش اگاه که حرفاش باعث چی میشن. واسه همین تصمیم میگیره  برای بعد ها خودشو معرفی کنه که با کسی دیگه اشتباه نگیرنش. یعنی حرفاشبقیه فکر نکنن همون غول فضیلت یا خیلی به اخلاق اهمیت میده یا غیره.


+به همان اندازه که یک «جهان ایده‌ ئالِ » دروغین سرهم بندی می‌شود ، به همان اندازه نیز از ارزش، معنا و درستیِ واقعیت کاسته می‌گردد. 


+چه آزادانه میتوان نفس کشید! چیزهارا چقدر پایین تر از خویش میتوان حس کرد.

+ فلسفه ، بدان گونه که من تاکنون فهمیده و زیسته ام ، داوخواهانه زیستن در میان یخ ها و قله هاست... جست و جوی هرچیز ناآشنا و پرسش برانگیز در زندگی است،هر چیزی که تاکنون اخلاق مطرودش خوانده است.  



+تاریخ پنهان فیلسوفان و روانشناسی بزرگترین نام هایشان بر من اشکار شده است ـ یک روح می‌تواند چه مقدار حقیقت را تاب آورد، جرئت چه مقدار حقیقت را دارد؟ این آن چیزی است که ملاک راستین ارزش هارا به طور فزاینده در اختیارم گذاشت.

خطا ( ـ ایمان به ایده‌ئال ـ ) نابینایی نیست. خطا بزدلی است... هر دست‌آوردی ، هرگامی که در زمینه ی شناخت به جلو برداشته شود ، پی آمد جرئت، سخت گیری با خود ، پاک و زلال بودن با خود است... من ایده ئال هارا رد نمیکنم فقط با دستکش برشان میدارم... ما در پی ممنوعه ایم... تا کنون چیزی جز حقیقت را ممنوع نکرده اند.


نیچه معتقد باید همهی این چیزایی که سالها مثل طوق برگردن واقعیت انداخته شده رو دور انداخت. میگه همه اینا چیزی جز دروغ نیست. اینجا همونجایی هست که باید باشه. هرچی هست توی همین جهان. 


من با او به بشریت زیبا ترین هدیه ای را اهدا کرده ام که تاکنون دریافت کرده است. این کتاب که اوازه اش به فراسوی هزاره ها میرسد نه فقط رفیع ترین کتاب موجود ، کتاب به راستی بلندی هاست. مجموعه ی چیزهایی که انسان را تشکیل میدهمند، د فاصله ای عظیم پایین تر از او قرار میگیرند. بلکه همچنین ژرف ترین کتابی است که تا کنون از گنجینه ی نهفته ی حقیقت سر بر اورده است.


+ خاموش ترین کلام هایند که توفان میزایند.