روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1536 : کتاب جدید : پرومته

تازه رسیدم خونه. هورااااا. دوتا کتاب خریدم. یکی‌ کتاب پرومته (زندگی بالزاک)‌ ، نوشتهٔ آندره موروآ ، ترجمهٔ شهلا خسرو شاهی ، نشر صدای معاصر. نمیدونم چرا زده بودم نشر آگاه :/ اشتباهی اما صدای معاصر هست. یه کتاب قطور که آدم میترسه اولش اما کلی ذوق دارم. اخه چجوری میشه کتاب کسی رو خوند زندگیشو درست ندونست اونم بالزاک. اون کتاب مادام بوواری رو وقتی بعد از کتاب نوشتن مادام بوواری که نامه های فلوبر بود خوندم خیلی خوب بود خب ادم بدون نویسنده چی بوده من همیشه کنجکاوم. خلاصه این که خیلی زود شروع میکنم یه ذره استراحت. اینقدر گرم گرم گرم که فکرشم نمیکنی. کتاب بعدی بابا گوریو هست که نوشتهٔ خود بالزاک با ترجمهٔ مهدی سحابی نشر مرکز. این دوتارو از مولی خریدم مثل همیشه. این بار کلی توش گشت زدم . من این کتاب فروشی رو خیلی دوست دارم خیلی خیلی  زیاد :))))) دیگه این که همین. بعدشم بعد مدتها رفتیم با مها یه کافه نهار خوردیم. پولمان را دور ریختیم اومدیم خونه :دی اما خب تنوع شد. شاید بد نبود تابستون از اون حالت چیز در بیاد. هرچند که اصلا حال نمیکنم. نمیدونم چرا. البته مها بود خوب بود. از بالزاک کتاب چرم ساغری و زن سی ساله رو هم دارم. اما اول پرومته رو میخونم. این کتاب جدید. فقط ادم قطر کتابو میبینه استرس میگه اما بعد میگه دمم گرم :دی بریم شروع کنیم که هلاکم. 



خوش گذشت. انقلاب رفتنو کتاب خریدن من مثل بازار رفتن بقیه است. :دی


دوتا مداد هم خریدم اینقدر خوشگلن که نگم. اخه من از این مداد هایی داشتم که نکش قطوره بعدنوکش داره تموم میشه و خیلی وقت که دارمش امروزم پرسیدم نوکش جایی نبود. منم نمیتونم با اتود بنویسم نمیدونم رو اعصابم هی میشکنه یا کلا حال نمیکنم. خیلی کم پیش اومده که این مداد سابق هم جزو اون چیزایی که من تنستم مدت طولانی باهاش کنار بیام.  در نتیجه تصمیم گرفتم مداد بخرم از این به بعد. کلی ذوق زده برای دو تا مداد ^___^