روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

1502 : کوفتگی

شب قبل جون میکنی . به معنای واقعی کلمه. صبح اما فقط با یه کوفتگی وحشتناک قبل از روشن شدن هوا چشم باز میکنی. روز از نو . فقط فکر‌میکنی چرا باید دووم بیاری چرا تموم نمیشه. اما باز ادامه میدی. به نظر احمقانه ترین کار ممکن چون هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته. هیچی


من واقعا از زندگی کردن تحمل کردن به خصوص خودم خستم. دلم میخواست تموم میشد. اما حتی برای خودکشی هم انگار آدم باید برنامه ریزی کنه چون اگه اشتباه از اب دراد بیچاره میشی اگه زنده بمونی دیگه دست از سرت بر نمیدارن. حتی کشتن خودم باید با تلاش باشه باید درامد داشته باشم پول کفنو دفنو قبر پای کسی دیگه نیفته. دلم نمیخواد منت هیچ احدی رو دوشم باشه. 

  • مائده