روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1432 : انتخاب عکس

دارم عکسایی که چند ماه گذشته یعنی از آبان پارسال گرفتم برای پروژه ی عیدم جدا میکنم با لپ تاپ مها. میتونین تصور کنین چند تا عکس؟ با این که زیاد نمیگرفتم د مقایسه با دانشگاه ولی خیلی هستن . چون لپ تاپ نداشتم خیلی کم سعی کرده بودم پاک کنم جدا کنم. اما نگاه کرده بودم و باز پاک کرده بودم اما ... تازه نشستم پاش. نمیدونم نگاه کردن بهشون برام چجوری از آبان ماه انگار عمری گذشته خیلی چیزا عوض شده اتفاقاتی افتاده که فکر میکردم خوبن اما حالا تلخ به نظر میان و غمگین. حتی فکر کردن بهشم حالمو عوض میکنم حالا قراره پروسه چند ماه رو ببینم. مطمئن نیستم بتونم تشخیص بدم یعنی خیی سخته مسلما جدا کردنشونم کار شاید چند ماه بشه. دیگه نه چند ماه ولی چند باری رو میخواد. انتخاب و جدا کردن عکس کار سختی. پاک کردنشون بیشتر. قبلا که لپ تاپ خودم بود یه کپی ز کل عکسا میگرفتم بعد راحت پاک میکردم اما الان نه حتی نمیخوام. باید یاد بگیرم دقت کنم و بتونم انتخاب و پاک کنم. نباید بزارم تلمبار بشن عکسای بد یا ضعیف هر حدی که هستم در مقایسه با خودم باید پاک بشن. باید یاد بگیرم دیجیتالی بودن باید اصول مشخص و سخت خودشو طی کنه. یعنی زا دیدگاه خودم احتمالا. در نتیجه بریم عکسها چند ماه عمرمونو ببینیم. این اولی تجربه ای که دارم. که هم چند ماه ندیده باشم عکسامو هم این که پاک نکرده باشم هم اینقدر فاصله افتاده باشه. هم واقعا نمیدونم بیخیال. امیدوارم از پسش بر بیام. 


البته خاطرات خوش خیلی بود من اون روزای خوبمو هرچند شاید که به نظر واقعی نمیرسید دوست دارم. 

  • مائده