روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1410 : بدن سوسول

میدونین مسئله نتونستنم چشمم. انگار فشار روشه. عصری بستمشون و سعی کردم بخوابم. حالا الان انگا. چپم خوب شده اما راستم یجوری انگار ورم داره.  وقتی میبندم هم هست.  البته چپم بهتر شده. عادت نداشتم به این اندازه خوندن ماه قبل احتمالا اشتباه مطالعاتیم داشتم زیاد نزدیک نور کم نور زیاد چمیدونم از این حرفا. اعصابم خورده. از وقتی اومدم خونه سعی کردم بخونم. اما انگار دیدن تشخیص کلمات سخت بود. کاش خوب بشم. هیچکار نمیتونم کنم :((((( چرخم تند شده بود. دیدین چی شد بدن لعنتیم کم آورد. حالا الان میخوام هدفون بزارم تو گوشم چون چشم چپم احساس میکنم بهتر شده یعنی از دیروز و ظهر و الان تفاوتش با چشم راستم که انگار لنگه به لنگه ان شاید چش راستمم خوب بشه چشمو میهوام ببندم. و شروع کنم به گوش کردن آهنگای کلهر. کل آلبوم هاش. حداقل خیلی بیهوده نگذره. فردا هم برم دکتر شایذ ضعیفم شده باشه یا چمیدونم. هراز گاهی وسطش شاید یه قسمت بخونم. خیلی ناراحتم خیلی خیلی خیلی چرا اینقدر بدشانسم چرا. هیچ کار نمیشه کرد. این از چشم اون از گوشم :(((((

  • مائده