روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1403 : کتاب فروشی گردی

تازه رسیدم خونه. واااای چقدر گرمه. ماه رمضونم بود هیچ جا نمیشد چیزی خورد هلاک شدیم. آقا آخر پیدا نکردم که سوسیالیسم و فرد گرایی رو که. اینقدر دلم سوخت اون مغازه هه بسته بود اسمش فرهنگ بود توی زیر زمین. حالا شمارشو دارم زنگ میزنم ببینم داره. به خود نشر چشمه هم تو سایتش زدم زد باعاتپن تماس میگیریم که نگرفت!  نمیدونم کجا دنبالش بگردم. یه دکه هست توی فردوسی نمیدونم کجاشه پر کتاب تا حالا نخریدم نمیدونم چجوری گفتم شاید داشت هباشه. کاش پیدا بشه. 

بگذریم. با مها رفتیم فکر کنم پنج ساعتی هست. اول رفتیم مها ابوریحان کار داشت بعد اومدیم مولی جان دوست داشتینی :))))) کتاب بر سر نقد هنری چه آمد نوشتهٔ جیمز الکینز با ترجمهٔ مهسا فرهادی کیا نشر حرفه نویسنده رو خریدم. مجله سینما ادبیاتم مولی داشت ویژه نوروزشو فقط به خاط یه مطلبا قبلیاشم باید به دفترش زنگ بزنم بخرم. بعد مقاله های مونده رو پیرینت گرفتم کتاب شبهای روشن و بانوی میزبان از این کتاب های جیبی نشر ماهی نوشته داستایفسکی با ترجمهٔ سروش حبیبی هم مها خرید برام. مها بر خدش حالا اونکتابای تخصصی که هیچی یعنی بدرد من نمیخوره اما کتاب شور زندگی که ماجرای زندگی ونسان ونگوگ نوشتهٔ  ایروینگ استون هست رو خرید ترجمهٔ محمد علی اسلامی ندوشن نشر یزدان که خیلی دوست دارم بخونمش. کتاب به سوی فانوس دریایی ویرجینیا وولف هم خرید ترجمه صالح حسینی نشر نیلوفر رو. مها موج هارو خوند دید من خانم دلوی رو دارم اینو خرید که اینم داشته باشیم بخونیم. دیگه همین. برم نهار بخورمو شروع کنم. خیلی دوست دارم مجله رو بخوووونم اشکال داره وسط اون کتاب؟؟

بسیار بساااار ذوق زده ام برای خریدن اینها اما اون کتاب پیدا نشد رو مخمه. میبینی چرا کتابای خوبو دیگه چاپ نمییکنن بعد کتابای مزخرف به چاپ شیشصدم هم میرسن :/

  • مائده