روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

1378 : کتاب جدید: کلمات عکاسی

خب دیگه غصه خوردن بسه هرچند ناخود آگاه یهو اشکم میبینم داره میریزه ولی فعلا همینی که هست و من تو تحریم عکاسی نکردن شاید دق کنم.  به هر حال آدم دلش باید صاف باشه و من باید بدونم که قلبم چی میگه اگه حس خوبی نداشته باشم مطمئنن افتضاح میشه. توی آنالوگ ما وقتی عکاسی میکنیم مطمئتیم که یه فریممون میره و نمیشه پاکش کرد.نمیشه برگشت وقتی که عکس رو میگیریم نمیتونیم ببینیمش تا زمانی که چاپ نشده و و و کلی خصوصیت دیگه. که دیجیتال خیلی خجسته وار راحت شده. توی آنالوگ نگاتیو واسطه ماست با جهان توی دیجیتال اما چیزی نیست ولی میشه واسطه دیگه ای باشه. مثلا برای من جاکوملی. راستش خودمم نمیدونم این فکرا فقط میان تو سرم. ولی فکر میکنم اگه توی دیجیتال هم به اندازه آنالوگ ادم به خوش سخت بگیره شاید ما تعیین کننده باشیم هرچند که اخرش تغییری نمیکنه. من در حال حاضر جز عکساییم که چاپ شدن انگار عکس دیگه ای ندارم :( و این خودش فکر کردن بهش دیووانه کنندست. واقعا ها وحشتناک. و اینو احتمالا ادمای زیادی درک نکنن من عمرمو سر گرفتن اون عکسا گذاشته بودم و این مسیری که طیی شده ادمی که بودم و هستم همه اینها اپنهارو برام مهم میکنه ولی الان هیچی نیست خیلیاشو فایلهاشو ندارم. هرچند خوبه که چاپ شده هستن ولی خب ادم ناراحت سایزشون خیلی بزرگ نیست. حالا کی درست بشه معلوم نیست اون لپ تاپ کذایی. شما باشین احساس بدبختی نمیکنین؟؟؟

بگذریم. 

کتاب جدید احتمالا کلمات عکاسی ، نوشتهٔ ژیل مورا ، ترجمهٔ حسن خوبدل و کریم متقی و نشر حرفه نویسنده.

ببینیم چجوری هیچ ایده ای ندارم چجوری باید بخونمش. نوشته راهنمای اندیشه ها ، جنبش ها و تکنیک های عکاسی از آغاز... فکر کنم همین کامل میگه که در مورد چی هست کتاب.