روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

125 : کفشدوزک

کفشدوزک بال داشت و میتونست پرواز کنه .اما نباید فراموش میکرد که هیچوقت پرنده نمیشه..هیچوقت . کفشدوزک حتی با بالهای خودشم خوب نمیتونست پرواز کنه.تازه داشت یاد میگرفت که هر بار به واسطه ی سقوطش صدمه میدید. کفشدوزک نمیتونست پرنده بشه. دلیل نمیشد چون چند باری موفق پر زده بود بتونه فکر کنه پرنده میشه.کفشدوزک باید ابر خیالاشو به سمت درست میفرستاد.کفشدوزک باید قبول میکرد که کفشدوزکه و رویاهاش با تمام پرنده هایی که زندگی معمولیو شادو دارنو تا اون بالاها اوج میگیرن فرق داره.کفشدوزک فقط یه شبهایی به رویاهای بقیه فکر میکرد.اونم زمانهایی بود که میتونست مثل پرنده ها کاریو انجام بده که ازش دور بود و توی ذاتش نبود.کفشدوزک قبول کرد و ابر رویاهاش مثل پتک سنگینی روش افتاد و اون سقوط کرد.


امشب شب خوبی بود . خیلی خوب :)

خوابم نمیبره.
  • مائده

نظرات  (۳)

  • دچــ ــــار
  • کفشدوزک هم میتونه پرواز کنه
    پاسخ:
    آره میتونه :) اما نه مثل پرنده  
  • دچــ ــــار
  • بچه بودیم میگرفتیمشون توی دستمون دعا میکردیم پرواز کنن .. :) 
    پاسخ:
    میگفتن اگه بیرون پروازشون بدین همون موقع آرزو کنین آرزوهاتون برآورده میشه :)
  • دچــ ــــار
  • یادمه ...
    پاسخ:
    :)