روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

1249 : درآمد

اتاق روشن ، نوشتهٔ رولان‌بارت، ترجمهٔ فرشیدآذرنگ، نشر حرفه‌نویسنده



+ عکاسی رابطه‌ای است با جهان به میانجی اشیاء. 

+ تا زمانی که عکاسی بر عینیت بیرون متکی است، قصد کوچک شمردن و تحقیر آن را ندارد. شاید عکاسی مدام از دنیاانتقاد کند اما هیچ‌گاه نادیده‌اش نمیگیرد. 

+ عکاسی، بازگشت و نگاه به دنیا است، حتی اگر هیچ شباهتی به آن نداشته باشد. عکاسی یعنی نگاه مدام به خود شیء. عکاسی یعنی تأکید بر جهان و خود اشیاء، متی اگر مناسبت و انتقالی در میان نباشد. عکاسی در پی نشانه های حضور است؛ حضور هستی؛ و از این راه به گفت و گو با دنیا برمی‌خیزد. ( و در گفت‌وگو، هم بر حضور دیگری واقف میشویم و هم به میانجی‌اش خود را می‌شناسیم). 

نشانه های حضور. اغا من یه نیم مجموعه داشتم یعنی هرچند بعپش بیخیال شدما همون مجموعه ای که تابستون ۹۵ سعی داشتم کار کنم. اسمشم پس از اینجا اوورده بودم :دی البته یه جا دیگم بود که من اون موقع نفهمیدم اما الان میفهمم!


+ عکس با گذشته درگیر است (مثل فاکنر، که سارتر دربارهٔ خشم و هیاهوی او میگوید: در نظر فاکنر، زمان گذشته هرگز از میان نمیرود؛ بدبختانه همیشه حاضر است؛مشغلهٔ دائمی ذهن است) اما خودش هیچ گذشته‌ای ندارد. گذشته نیت و ذهنیت عکس است؛ عکس با مرگ عجین است. و به میانجی همین مرگ، اهمیت و لطف نوشتهٔ بارت، در نزدیکی و همنوایی و تجمعی است که او میان دنیا، عشق، عکاسی و مادر پدید آورده. 


+ این کتاب دربارهٔ حسرت است؛ حسرتِ نبودنِ کسی، و این عصارهٔ مرگ است. ... بارت پس از مرگ مادر ، با تأمل در عکس‌های او، به تأمل در عکاسی پرداخت و این کتاب شورانگیز، ثمره آن مواجهه و احساس شد. 


اتاق روشن ، رولان بارت، فرشیدآذرنگ ، نشر حرفه نویسنده


اتاق روشن ، رولان بارت، فرشیدآذرنگ ، نشر حرفه نویسنده