روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

آخرین مطالب

1248 : نه به نشر قطره :)

دیدین نشر قطره رو که چه تزی داده؟؟؟ :/


اومده گفته ما نمایشگاه کتاب حضور پیدا نمیکنیم چون حضورمون به ضرر کتابفروشیاست و در راستای حمایت ازشون این تصمیمو گرفتیمو این داستانا. 

به نظرم خیلی تصمیم احمقانه و سطحی به نظر میاد. چون که اولن که در طول یک سال اگه کسی کتابخون باشه چه نمایشگاه باشه چه نباشه به کتاب فروشی های محل سر میزنه و کتابو تهیه میکنه چون هرچیم بخری کم میاری مگر این که استثنا باشه. دومن که حتی اگه کسانی باشن که سال تا ماه کتاب نخرن چه اشکالی داره نمایشگاه واسطه ای بشه که توی محیط قرار بگیرنو سالی چهار تا دونه بخرن. سوم این که ما تهرانو میبینیم شاید یه انقلاب باشه با کلی کتاب فروشی و کلی شهر کتابو چیو چی یسری شهرستانا هستن واقعا دسترسی ندارن اگه کتاب فروشی هم باشه قطعا همه نیازشون بر آورده نمیشه حالا طرف به این بهانه بیاد و کتاب بخره اشکالش چیه. بعدشم این که من موندم اینا کتاب رو دقیقا به چه چشمی نگاه میکنن! یه کالای مصرفی که مثل خیلی از کالا ها خرید و فروش میشه و فقط جنبه مادی مهم که سود و نفعی برای کتاب فروش ها باشه؟ همین ؟ یه نگاه بازاری ؟ به نظر هرچیز دیگه ای رو بشه با این دید نگاه کرد هر نمایشگاهی رو ولی نمایشگاه کتاب واقعا این حنبه اش حتی آخرین اولویتم باشه احمقانه است. حالا من کار ندارم تمام کسایی که کتاب میخرن شاید مثل من فکر نکنن ولی این که یه ناشر همچین ادعایی داشته باشه خیلی خنده داره. شما میخوای ترویج کتاب خوانی‌کنی یا به فکر جیبت باشی. هزینه های کتاب واقعا برای خیلیا بالاست دیگه بیست درصد چی سالی یکبار حالا انگار ملت میان نمایشگاه چقدر کتاب میخرن. کتابه که یکی دو تا نیست و این تخفیفا که تو بقیه سال هم هست.بماند که کتابفروشیا چه حرکتایی که نمیزنن سرش انگار زورشون کردن دیدم که میگما پلی بهضیام هستن واقعا ادم میفهم طرف دغدغه اش فروش کتاب نه برای پولش برای جایگاه خود کتاب. حالامن که حتی این دید قیمت رو آخرین دلیل گذاشتم. نمایشگاه به نظرم یه شور که عده زیادی طی دو هفته با هم اقدام کنن برای تهیه کتاب یعنی نمیدونم چجوری بگم میدونم خوب نمینویسم. منظورم اینه یه زمانی میشه برای جا انداختن یه فرهنگ یه نمیدونم چه لغتی به کار میبرن. 

بعدا اینو من بهتون میگم که بشر نمیخواسته شرکت کنه به دلایل دیگه اینو فقط گفته که مثلا خودشو خیلی فداکار جلوه بده یا به دید مقصر بهش نگاه نکنن متهم نشه و بگه خیلی خفنیم. نمیدونه گند زده :/ :دی

میدونم خوب ننوشتم اما واقعا خیلی مسخره بود این حرکت حالا نمیخوای باشی دیگه منتت سر کتابفروشا چیه :دی به نظرم همین نمایشگاه کتابم نباشه خیلیا کتابفروشی شاید نرن شاید اصلا سالی یه بار یادشون بیفته کتاب بخرن:دی و اتفاقا خودش یه شوری داره یه انگیزه هیجان تو ادمای زیادی رو میبینی مثل خودتن دغدغه شونه. چرا واقعا نباید باشه. :/

بعدم من یادم بچه که بودیم مامانم میبردتمون هنوز خاطراتش هست اینقدر لذت میبردم شاید یکی از دلایل علاقه ام خاطرات خوشش هست. درست الان شهر کتابا و اینا از این برنامه ها دارن وای کلا توی ذهنم مونده و به نظرم خیلی مسخرست به خاطر جیب یه عده به خاطر پول به خاطر منفعت از خیلی چیزای دیگه زده بشه. کتاب فروشی که بخواد بسته بشه همون بهتر بسته بشه :/

  • مائده