روز نو شتـــــــــــــــ

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

دور از همه چیز، یه پناهگاه امن ...

‎میخوام بنویسم از همه چیز.از کارهایی که انجام میدم ،هدفهام ،روز مرگیام ،کتاب هایی که میخونم، از عقایدم ، از فیلمها،از اتفاقای روزانم ،از هرچی که تو ذهنم میاد، حتی عکسهام .میخوام تمرین کنم و نترسم از بیان کردن .از قضاوتها و تفکراتی که ممکنه در موردم بشه.میخوام بنویسم از راهی که پیش رومه از امروزم ،که هم بدونم کجا میخوام برم و هم یه جایی ثبت بشه برای وقتهایی که ممکنه از یادم بره. همیشه با اسم ناشناس بودم.درسته یه چیزاییو نمیتونم بنویسم اما تصمیم گرفتم واقعی باشم.

‎خیلی چیزا تغییر میکنه .خیلی چیزا تو عمل باید نشون داده بشه اگه نشد گفتنشم هیچ فائده ای نداره و کاری که انجام ندادی رو جبران نمیکنه...
‎احساس میکنم نوشتنش اشتباست.نوشتن این که همه چی از کجا شروع شد.واسه همین تغییر دادم. تا شرمنده نشم.اگه دوباره نفهمم که کارم اشتباست.
.
‎ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
‎مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم
‎از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
‎از آزادی که در طلبش بودیم
‎از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم

‎پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
‎حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند"

‎یانیس ریتسوس

1184 : کوتاه نه خیلی کوتاه

اغا من گفتم بالاخره یه خورده موها کوتاه کنم و چتری هم بزنم. خیلی بد شده بود سرش بعدم دوست نداشتم الانم که هی میریزه نمیدونم برا همه میریزه یعنی اینجوری به هر حال گفتم بچه جون بگیره بعدم تصمیم گرفتم از بعدش ماهی یه بار سر موهامو بزنم خیلی رشدش اینجوری بهتر میشه. 

بعد خواستم برم حموم به مامان گفتم بیاد چون ارایشگاه حال نداشتم برم جدا از اون یا اریشگر اشنامون نمیرنه یا این که چیز میکنه خیلی کوتاه میکنن میگی دو سانت ده سانت کم میشه. 

اغا من به مامان نشون دادم تا کجا بزنه. صد رحمت به ارایشگرا فکر کنم یه ده بیست سانتی زد. یعنی زدا. فکر کنین من موهامو بالا که جمع میکردم تا وسطای کمرم میومد موهام الان موهامو میبندم تا پایین گردنم میاد حدودا  :/ بعدم میگه خودت گفتی اینقدر. وای اصلا خندم گرفته بود نتونستم حرف بزنم  بعد موی سفید دارم یه دونه میومد قاطی چتریام میخواست با قیچی بزنه گفتم ولش کن بزار باشه همه دارن اصلا دوست دارم همین قشنگ چیکارش داری گم میشه. اخر نذاشتم. حواسم که پرت شد، زد. خدایی مو کامل باشه بهتر نیست تا دوماه دیگه یک سانتی دراد اون وسط رو هوا. خب ضایست دیگه :) بعد حالا میگم کوتاه تر کن چتریمو‌ تقریبا تا بالای چشمه میگه نه جمع میشه کوتاه میشه. میگم رو چشم عشقم :دی نه نمیزنم جمع میشه میره بالا الان هنوز سر جاش تقریبا یه ذره رفته بالا باید کج کنمشون. قیافم عین  چی شده اخه اومد تغییر کنم بهتر بشم داغون شدم :دی کلا داستان داشتیم. حالا ولی یه ذره چتریمو میزنم باز. دیگه که همین خیلی جذاب نیستم نمیدونم چرا اینقدر جوش زدم یعنی قبل از اسمورتیز خوردنما هیچ چیم نخورم باز همینه لعنت بهت مها تو عمرش پنج تا جوشم نزده :/ بعد من. خب حسودی بسه. عصری یهو یجوری خوابم گرفت انگار باتریم تموم شده.اصلا نفهمیدم چجوری خوابم برد. 

  • مائده